بودند و رفتند در صورتى كه دست آنها از شما بازتر و قدرتشان در گرفتن بيشتر
و شهر و ديارشان از شما آبادتر و اثر وجودى آنها طولانىتر بود به زير خاك رفتند و صداها ايشان ساكت و خاموش شد بعد از آنكه طولانى و بلند بود بدنهاشان كهنه و پوسيده ديار و شهرشان خالى از سكنه آثارشان از ميان رفته بدل كردند قصرهاى محكم خود را و پردهها و تشكهاى گسترده را بسنگها و صخرههاى بر هم چيد شده در قبرهائى كه براى نيست شدن بنا شده محل قبرها به يكديگر نزديك اما ساكنين آنها از يك ديگر دورند اهل يك محلاند اما از يك ديگر ترسانند و هر كدام به خود مشغول و گرفتارند مانند يك آبادى با يك ديگر انس ندارند و مانند همسايه و برادر با يك ديگر اتصال ندارند باينكه با يك ديگر نزديك و خانههايشان بهم چسبيده است چگونه بين ايشان اتصال باشد در
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 383
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٣٨٣