فرمود كه نابودى نه بيند و تا ابد قطع نشود و سپس خداوند مخصوص به خود گردانيد بعد از پيغمبر خود از خلق خود خاصانى كه بلند كرد ايشان را از حيث رتبه و مقام و آنها را دعوتكننده بسوى حق و دلالتكننده بسوى ارشاد و هدايت قرار داد قرنى بعد از قرن و زمانى بعد از زمان
آنان را انوارى آفريد قبل از آفرينش مخلوقات و موجودات و آن نور را بسخن در آورد كه سپاس او گفتند و شكر و تمجيد خود را به آن انوار الهام فرمود و آنها را حجت قرار داد بر كسى كه اقرار بسلطنت و ربوبيت او داشته باشد و سر به بندهگى او فرود آورده باشد و بسخن در آورد آنهائى كه سخنگو نبودند بسبب اين انوار بانواع لغتها تا اينكه اقرار كنند به آن كه او است خالق زمينها و آسمانها و اين انوار را گواه بر خلق خود گرفت و متصدى گردانيد ايشان را بر آنچه خود خواسته از امر خود و قرار داد آنها را بيانكننده خواستههاى خود و زبان اراده خود آنان بندهگانى هستند كه به خداوند در گفتار پيشى نميگيرند و بامر او عمل ميكنند و خداوند ميداند آنچه را پيش روى ايشان يا پشت سر ايشان است و شفاعت نميكنند مگر كسى را كه خدا بخواهد و ايشان از
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص٢٦٥