و پيدايش عدل و داد باشيد
و كجىها بسبب شما براستى پويد خداوندا تو ميدانى كه من هواى سلطنت در سر نپروراندم و طالب متاع فانى دنيا نبودم اما خواستار شناسائى دين تو بودم و ظاهر نمودن صلاح در ممالك تو را قصد نمودم تا آنكه بندگان مظلوم و ستم ديده تو در امان باشند و حدود و فرامين تو بر جاى ماند خداوندا تو ميدانى اول كسى كه روى آورد و گوش فرا داشت و پذيرفت من بودم جز رسول و فرستاده تو كسى بر من پيشى نگرفت خداوندا سزاوار نيست كه زمام دار و حاكم شود بر خونها و نواميس و اموال مسلمين و احكام و حرام و پيشواى مسلمين و امور مؤمنين كسى كه بخيل است زيرا كوشش او در فراهم آوردن مال است و نه كسى كه جاهل و نادان باشد زيرا بنادانى خود گمراه مىكند و نه كسى كه جفاكار باشد زيرا بجفاكارى مردم را از خود براند و نه كسى كه ترسان باشد زيرا بدستهء پناه مىبرد و جمعى را رها مىكند و نه
نهج الخطابة (سخنان پيامبر ص و امير المؤمنين على ع) (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: علم الهدى خراسانى
ص١٨٧