109 يا على ؛ هنگام غذا خوردن ، اوّل نمك بخور و بعد از غذا نيز مقدارى نمك تناول كن زيرا اين عمل از هفتاد و دو مرض جلوگيرى مىكند .
110 يا على ، هنگامى كه من در روز رستخيز در جايگاه مخصوص - ( مقام محمود ) بايستم ، پدرم و مادرم و عمويم و برادرى را كه قبلا داشتم و در زمان جاهليّت ، زندگى ميكرد ، شفاعت ميكنم . « 1 » .
111 يا على ، من پسر دو ذبيحم « 2 » ، و من همانم كه پدرم ابراهيم دعا كرد كه خدا به دو عنايت فرمايد ، و دعاى او مستجاب شد .
هامش
( 1 ) البته اينها مشرك و بتپرست نبودند ، شايد لغزشهائى از نظر اعمال داشتهاند كه موجب عقوبت بودند ، و پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله آنها را شفاعت ميفرمايد .
( 2 ) مراد از دو ذبيح ، يكى اسماعيل ذبيح اللَّه و ديگر عبد اللَّه پدر پيغمبر است ، زيرا جناب عبد المطّلب هنگام حفر زمزم ، فقط يك پسر داشت و اعراب او را شماتت ميكردند كه اگر تو پسران متعدّد داشتى در اين عمل تو را كمك ميكردند . آن جناب نذر كرد كه اگر خداوند به او ده پسر عنايت فرمايد ، يكى راه در راه خدا قربانى كند ، خواستهء او برآورده شد و پروردگار به او ده پسر عنايت فرمود ، در بين اين ده پسر قرعه انداخت و قرعه بنام عبد اللَّه اصابت كرد ، بستگان او از وى تقاضا كردند كه بين عبد اللَّه و صد شتر قرعه بزند و پس از سه مرتبه قرعه زدن در وهلهء سوم قرعه بنام صد رأس شتر آمد و آن صد شتر را به عنوان فديهء عبد اللَّه قربانى نمود ، و اين جريان به داستان ذبح اسماعيل بىشباهت شباهت نبود ، لذا رسول اللَّه ص ميفرمايد من پسر دو ذبيحم ، و امّا مطلب دوم : هنگامى كه حضرت ابراهيم عليه السّلام خانهء كعبه را بنياد فرمود ، از خدا مطالبى را در مورد آن سرزمين تقاضا كرد ، از جمله اينكه عرضه داشت : ربّنا و ابعث فيهم رسولا . . . ( خدايا در ميان مردم اين سرزمين پيامبرى برانگيز ) . حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله ميفرمايد : دعاى آن روز ابراهيم مستجاب شد و خداوند مرا برانگيخت .