27 يا على ، خداوند ساختمان بهشت را از دو نوع آجر آفريده است يكى از طلا ديگرى از نقره و ديوارهاى جنّت را از ياقوت و سقف آن را از زبرجد قرار داده است ، سنگريزهء كف بهشت از لؤلؤ و خاك آن از زعفران و مشك است ، سپس خداوند به بهشت خطاب كرد كه سخن بگو . بهشت گفت : خدائى بجز خداى زنده و پايدار نيست هر كس در من داخل شود نيكبخت است ، خداوند فرمود سوگند به عزّت و جلالم داخل بهشت نميشود دائم الخمر و سخن چين و مأمور پادشاه ستمگر و ديّوث « 1 » و كسى كه نبش قبر مىكند و فردى كه مأمور دريافت ماليات و گمرك باشد و شخصى كه پيوند خويشاوندى با اقوامش را بگسلد ، و فردى كه از قدريّه باشد « 2 »
هامش
( 1 ) ديّوث ، كسى است كه راضى شود ديگران از ناموس او بهرهمند شوند .
( 2 ) قدريّه كسانىاند كه يا قائل به جبر هستند و تمام اعمال بندگان را به خدا نسبت ميدهند . يا قائل به تفويض هستند و خدا را در امور بندگان دخيل نميدانند ، شرح و توضيح عقائد و ردّ پندار غلط آنان در كتاب « عدل و معاد » كه از تأليفات حقير است مضبوط مىباشد .