چنين امتيازى دربارهء زبير نيز به چشم مىخورد . براى نمونه مىتوان به اين موارد اشاره كرد : اسلام زبير در سن شانزده سالگى به عنوان چهارمين مسلمان ؛ « 1 » هجرت او به حبشه و شركت در جنگهاى نجاشى با دشمنانش ؛ « 2 » شركت او در تمام غزوات ؛ « 3 » همرنگ بودن عمامهء ملائكه و زبير و مشابهت چهرهء ملائكه و چهرهء زبير در جنگ بدر ؛ « 4 » كشته شدن تعدادى از مشركان به دست زبير و ثابت قدمى او در جنگ احد و نزول آيهء :
الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ
« 5 » در شأن كسانى چون او ؛ فرمايش رسول خدا ( ص ) دربارهء زبير : « فداك أبى و أمّي » ؛ « 6 » اجابت درخواست پيامبر ( ص ) تنها توسط زبير براى رفتن به نزد يهود بنى قريظه ؛ « 7 » كشته شدن برادر مرحب به دست زبير ؛ « 8 » حوارى بودن زبير براى پيامبر ( ص ) « 9 » و . . .
به طور كلى از ميان اين اخبار ، بيش از چهل روايت دربارهء ابو بكر و نزديك به همين مقدار دربارهء زبير گزارش شده است ؛ اين در حالى است كه تنها چهار روايت دربارهء على ( ع ) نقل گرديده است ! « 10 » آن هم بدين صورت كه راوى اصلى در دو روايت ، سعيد بن مسيب و ابن شهاب زهرى هستند . به علاوه ، موضوع اين چهار روايت مطالبى نيست كه اختصاص به على ( ع ) داشته باشد ، بلكه زبير و سعد بن ابى وقاص و ابو بكر و عمر نيز در آنها شريكند .
و همين طور چنين امتيازى را دربارهء عايشه نيز مشاهده مىكنيم و بيش از شصت روايت دربارهء اوست .
موضوعات مطرح شده در اين روايات ، از ابتداى ازدواج عايشه با رسول خدا ( ص ) تا اواخر عمر آن حضرت است .
عايشه در مجموع اين گزارشها سعى دارد كه موقعيت خود را نزد پيامبر ( ص )
هامش
( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 75 ؛ انساب الاشراف ، ج 9 ، ص 420 ، تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 318 .
( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 177 .
( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 75 و 77 .
( 4 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 76 و ج 2 ، ص 26 ؛ انساب الاشراف ، ج 9 ، ص 423 .
( 5 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 77 .
( 6 ) . انساب الاشراف ، ج 9 ، ص 425 .
( 7 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 78 .
( 8 ) . سيرة النبويه ، ج 3 ، ص 348 . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 11 .
( 9 ) . انساب الاشراف ، ج 9 ، ص 424 ؛ طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 78 .
( 10 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 381 و ج 2 ، ص 697 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 281 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 436 ؛ سيرة النبويه ، ج 2 ، ص 268 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 2602 .