درست اين مطلب را بيابيم نااميد نيستيم » . « 1 »
ابن حزم در جريان بحث تاريخى خود ، روايات مختلفى را نقل كرده و تصريح مىكند كه يكى از آنها درست و ديگرى نادرست است ، اما آن را كه درست است معين نمىكند . « 2 »
او دربارهء چيزى كه برايش روشن نشده حكم نكرده و در اظهار مطلبى كه بر حقيقت آن آگاهى ندارد ، جسارت نمىورزد . از « حكم به رأى » به خدا پناه مىبرد ، چرا كه به قول خودش اين كار « اقدام ناآگاهانهاى است كه ديندار و عاقل براى خود نمىپسندد » . « 3 »
با وجود اين ، ابن حزم نتوانسته است قبل از آن كه لااقل روايتى را بر روايت ديگر ترجيح دهد ، از مسأله بگذرد . او حديث جابر و عايشه را كه متفقاند بر اين كه « پيامبر در آن روز در مكه بوده » ، ترجيح داده و گفته است : آن دو - اللّه اعلم - در اين باره از عبد اللّه بن عمر دقيقترند ؛ عايشه از نزديكترين مردمان به پيامبر ( ص ) بوده است ، و اللّه اعلم . « 4 »
ما مىتوانيم دربارهء شيوهء او در ارائه روايت ، چند نكته را به عنوان نقد ، متذكر شويم :
1 . او در مواردى يك دليل براى چند حادثه كه در نص اصلى آمده اقامه مىكند و بدين شكل ، ميان دو خبر يا بيشتر ، تركيب كرده و احاديث مسندى را به عنوان مؤيد ذكر مىكند . « 5 »
2 . حادثه را تجزيه مىكند و زمانى كه براى هر جزئى از آن ، دليلى مىيابد ، آن را ذكر مىكند . « 6 »
3 . در مواردى نص اصلى را نمىآورد . « 7 »
4 . در شرح بعضى از جملهها ، كه در نص اصلى آمده ، اهمال مىكند . « 8 »
در عين حال برخى از خطاهايى كه در كتاب وجود دارد ، از سوى مؤلف نيست ، محتمل است كه ناسخ در آنها تصرف كرده و احيانا برخى از نگاه محقق به دور مانده
هامش
( 1 ) . همان ، ص 13 - 14 .
( 2 ) . همان ، ص 38 .
( 3 ) . همان ، ص 14 - 15 .
( 4 ) . همان ، ص 116 - 117 .
( 5 ) . مقايسه كنيد با همان ، ص « 15 و 113 » ، « 34 و 136 » ، « 27 و 98 » ، « 27 و 103 » .
( 6 ) . مقايسه كنيد با همان ، ص 31 ، 135 .
( 7 ) . مقايسه كنيد با همان ، ص « 17 و 39 » ، « 19 و 52 » ، « 22 و 74 » ، « 23 و 76 » ، « 30 و 127 » .
( 8 ) . به عنوان مثال ر . ك : همان ، ص 18 ، و مقايسه كنيد با ص 21 و 63 .