خديجه بوده است ، اما هيچ اشارهاى نكرده است كه سفر چندم پيامبر بوده و آن حضرت در اين سفر چند سال داشته است .
شيخ صدوق در اين روايت همراهان پيامبر را دو نفر به نامهاى « عبد مناة بن كنانه » و « نوفل بن معاويه » ذكر كرده است و به ميسره غلام حضرت خديجه اشارهاى ننموده و گفته است : راهبى كه در اين سفر با پيامبر ( ص ) ملاقات كرد ، « مويهب » بود . او از همراهان پيامبر پرسيد : شما چه كسانى هستيد ؟ آنان گفتند : از اهل حرم . سپس از طايفهء آنها پرسيد ؟
گفتند : از قريش . آنگاه پرسيد : آيا همراه شما كس ديگرى نيز هست ؟ گفتند : محمد ( ص ) .
مويهب راهب گفت : مقصود من نيز خود اوست و بعد جاى آن حضرت را پرسيد . گفتند :
در بازار بصرى است . راهب به بازار بصرى رفت و محمّد ( ص ) را پيدا كرد و مدتها با او صحبت كرد . « 1 »
سياق گزارش شيخ صدوق با هيچ يك از نقلهاى تاريخى سازگارى ندارد و معلوم نيست سفر چندم آن حضرت ( ص ) به شام است . بنا به نقلهاى تاريخى ، بيش از يك سفر به شام ، به هدف تجارت براى خديجه گزارش نشده است و هر كس كه سفر پيامبر به شام ، به هدف تجارت براى حضرت خديجه را نقل كرده ، گفته است ميسره غلام او همراه محمد ( ص ) بوده است و راهبى را كه آن حضرت در اين سفر ملاقات كرده نسطورا بوده ، نه مويهب ؛ در حالى كه هيچ نشانى از اين موارد در گزارش شيخ صدوق وجود ندارد ، علاوه بر آن كه سند اين روايت ضعيف است .
ضعف سند اين روايت و مخالفت متن آن با مطالب موجود در كتب تاريخى و همچنين اشتمال آن بر مسائل غريبه ، حتى در اصل سفر نيز تشكيك ايجاد مىكند .
به احتمال قوى ، ابن شهر آشوب نيز در مناقب ، مطالب خود را از كتاب كمال الدين شيخ صدوق برگرفته و مطالبى را كم يا زياد كرده است . او در بخشى از نقل خود مىنويسد :
خالد بن اسيد بن ابى العاص و طليق بن سفيان همراه حضرت ( ص ) بودهاند كه گفتهاند : وقتى نزديك شام شديم ، ديديم قصرهاى شام روشن شده و از آنها نورى پرفروغتر از نور خورشيد تابان است ، تا اين كه نزديك بازار شام شديم ، از ازدحام جمعيت نتوانستيم داخل بازار برويم ، ولى جمعيت را ديديم كه به محمد ( ص ) نگاه مىكردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمه ، ج 1 ، ص 190 .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 40 .