عسقلانى » « 1 » شافعى ( 773 - 852 ه . ) از علماى بزرگ حديث ، فقيه ، مورخ و اديب ربع آخر قرن هشتم هجرى و نيمهء نخست قرن نهم هجرى است .
موقعيت و توانايى ابن حجر در عرصههاى مختلف علم ، به ويژه علم حديث - كه از او به عنوان « امير المؤمنين در حديث » ، « حافظ العصر » و « شيخ الاسلام » « 2 » ياد كردهاند - موجب شده كه شرح حال او تنها در يك نوع از كتب طبقات يا تراجم مطرح نشود ، بلكه شرح حالنويسان در جاهاى گوناگون به شرح حال او پرداختهاند . « 3 »
از ميان اين تراجم ، شرح حال سخاوى كه خود شاگرد ابن حجر بوده ، با عنوان الجواهر و الدرر فى ترجمة شيخ الأسلام ابن حجر به رشته تحرير درآورده ، مهمترين متنى است كه در اين باره در دست است . ضمن آن كه شايد بهترين مآخذ براى شناخت او ، آثار خود او ، از جمله رفع الإصر عن قضاة مصر و إنباء الغمر باشد .
خلاصهء شرح حال ابن حجر از اين قرار است :
او در « عسقلان » كه قريهاى است در ارض مقدسه ، نزديكى « غزه » ، در يك خانوادهء ثروتمند و تجارت پيشه و در عين حال علم دوست ، ديده به جهان گشود . در كودكى پدر و مادر خود را از دست داد و يتيم شد . وى پس از سپرى كردن دوران كودكى ، به تحصيل علم روى آورد و چون علاقهء وافرى به كسب علم و استماع حديث داشت ، به سفرهاى متعدد در داخل و خارج مصر رفت و در اين « رحلهها » از زنان و مردان بسيارى علم آموخت ؛ چنان كه شيوخ او را در علوم مختلف ، بالغ بر 644 نفر ذكر كردهاند كه از اين تعداد 55 نفر زن هستند . « 4 »
ابن حجر پس از سفر به شهرهاى معروف مصر و يمن ( در دو مرحله ) مكه ، مدينه و شام ، نهايتا در مصر به تدريس ، افتا ، قضاوت ، خطابه و تدوين كتب پرداخت .
ابن حجر از دانشمندان كثير التأليف است كه در موضوعات مختلف ، مانند
هامش
( 1 ) . اين لقب كه ابن حجر بدان شهره گشته ، ظاهرا لقب يكى از اجداد او بوده است ( ر . ك : سخاوى ، الضوء اللامع ، ج 1 ، ص 36 ) .
( 2 ) . دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، زير نظر كاظم موسوى بجنوردى ، ج 3 ، ص 319 .
( 3 ) . جهت آگاهى بيشتر از شرح حال و مصادر ترجمهء ابن حجر ر . ك : عبد المنعم ، شاكر محمود ؛ ابن حجر العسقلانى و مصنفاته و . . . ، ج 1 ، ص 15 به بعد و نيز ر . ك : ابن حجر العسقلانى ، لسان الميزان ، ج 1 ، مقدمهء كتاب ، كه حدود 48 منبع مربوط به شرح حال ابن حجر را با ذكر صفحات آنها آورده است .
( 4 ) . جهت اطلاع از فهرست گزيدهء شيوخ ابن حجر ر . ك : عبد الستار الشيخ ، الحافظ ابن حجر العسقلانى ، ص 83 - 149 ؛ اصابه ، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و . . . ، ص 102 - 106 .