شخصى را مىديدم كه شبها مىآمد و در خانهء آن زن را مىزد و چيزى به او مىداد و او مىگرفت . ماجرا را از زن پرسيدم . گفت : اين شخص سهل بن حنيف بن واهب است .
مىداند من زنى تنها هستم . شبها بتهاى اقوامش را مىشكند ، نزد من مىآورد و مىگويد آنها را بسوزان . امام اين خبر را تا وقتى كه سهل نزد وى بمرد ، نقل مىكرد . ابن اسحاق اين خبر را به نقل از هند بن سعد بن سهل بن حنيف آورده است ( 1 / 494 ) .
رجز على ( ع ) در بناى مسجد و اختلاف عمار و عثمان
مورد 12 : ابن اسحاق دربارهء رجز امام على ( ع ) به هنگام بناى مسجد النبى مىنويسد :
و ارنجز علىّ بن ابى طالب رضى الله عنه يومئذ :
لا يستوى من يعمر المساجدا * يدأب فيها قائما و قائدا
و من يرى عن الغبار حائدا
ابن هشام كه سخت حساس است مبادا شعر نادرستى بياورد ، مىافزايد : از بسيارى از آگاهان به شعر ، در اين باره پرسش كرده است . آنها گفتهاند : اين رجز على بن ابى طالب در آن روز است ؛ اما روشن نيست كه شعر از خودش بوده يا از شخصى ديگر ( 1 / 497 ) . ابن اسحاق مىنويسد : عمار بن ياسر اين رجز را از على فرا گرفت و مرتب تكرار مىكرد .
ابن هشام مىافزايد : وقتى عمار شعر را زياد خواند ، شخصى از اصحاب رسول خدا ( ص ) گمان كرد كه مقصود عمار از تكرار اين شعر ، طعنه به اوست . ابن هشام گويد :
اين خبرى است كه بكائى از ابن اسحاق آورده و ابن اسحاق نام آن شخص را ذكر كرده است . ابن اسحاق همچنين يادآور شده كه آن مرد بر عمار اعتراض كرد و خواست با عصايى كه در دست داشت به او بزند . رسول خدا ( ص ) غضبناك شد و فرمود : « ما لهم و لعمّار ، يدعوهم الى الجنّه و يدعونه الى النار ، انّ عمارا جلدة ما بين عينى و انفى . »
در پاورقى همان صفحه آمده است : سهيلى مىنويسد : ابن اسحاق از نام آن شخص ياد كرده ، اما ابن هشام براى آن كه نام احدى از اصحاب پيامبر ( ص ) به بدى ياد نشود ، نامش را نياورده است و سزاوار نيست احدى در تفحص از نام آن شخص برآيد . ابوذر خشنى گفته است : ابن اسحاق نام شخص را كه عثمان بوده ، آورده است . در المواهب اللدنيه آمده است : نام شخص ياد شده ، عثمان بن مظعون بوده است ! ( 1 / 497 ) .