با اين كه وهب بن منبه در نوشتهاش به مغازى پرداخت ، آن را با مبتدأ در يك جا جمع نكرد و هر چند كه زهرى به موضوعات مبتدأ همت گماشت ، اما هيچ اشارهاى داير بر اين كه آن را با سيره جمع كرده باشد ، نمىبينيم .
ابن اسحاق در سيره بر زهرى و در مبتدأ بر وهب اعتماد زياد داشت . پس آيا او اين دو نوشته را جمع كرد تا در كتاب واحدى كه شامل مبتدأ و سيره باشد ، بياورد ؟ خطيب اين روايت را آورده است كه : محمد بن اسحاق بر منصور وارد شد و پسر منصور نيز آنجا بود .
منصور گفت : برو و كتابى براى او بنويس ، از زمان خلقت آدم تا امروز . او رفت اين كتاب را براى وى تأليف كرد . منصور به او گفت : اين كتاب طولانى است ؛ آن را خلاصه كن و او آن را مختصر كرد . اما منصور گفت : كه اين كتاب مختصر است و آن كتاب كبير را در خزانه كتابخانهء امير المؤمنين نهادند . گفته مىشود : « . . . محمد بن اسحاق اين كتاب را در كاغذهايى نوشت كه آنها به دست سلمه - يعنى [ سلمة ] بن فضل - رسيد ؛ به دليل وجود همين كاغذها ، روايت سلمه بر ديگران برترى دارد . » . « 1 » اين روايت دلالت بر آن دارد كه ابن اسحاق با خواست منصور ، تاريخ كاملى نگاشت . ما از چگونگى اين كتاب يا محتواى آن چيزى نمىدانيم ، اما اشارات زيادى به كتاب تاريخ خلفاى او شده است كه كتاب برجستهاى بود .
بنابراين ، روايت خطيب مشكل موجود را حل نمىكند .
آنچه كه موضوع را پيچيده مىكند ، اشارات آشفتهاى است كه براى ابن اسحاق فقط يك كتاب در نظر مىگيرد ، كه آن را به نامهاى زير مىخوانند : « المغازى و المبتدأ » « 2 » و « كتاب المبتدأ و المغازى » « 3 » و « السيرة و المبتدأ و المغازى » « 4 » و « المغازى و السير و اخبار المبتدأ » « 5 »
اشارههاى مخالف نيز وجود دارد ؛ مثلا ابن عماد مىگويد : « عبد الملك بن هشام از كتب ابن اسحاق اخذ كرد » « 6 » و دلالت كلمهء « كتب » ( كتابها ) نيز روشن است . ياقوت به هنگام صحبت از كتابهاى ابن اسحاق مىگويد : « از كتابهاى او كتاب سير و مغازى و كتاب مبتدأ است كه ابراهيم بن سعد و محمد بن عبد الله بن نمير نفيلى روايت كردهاند » . « 7 » در اينجا ميان كتاب مبتدأ و كتاب سيره تفاوت آشكارى وجود دارد . مقدسى به كتاب « المبتدأ »
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 211 .
( 2 ) . طبقات ، ج 7 ، ص 110 .
( 3 ) . البدأ و التاريخ ، ج 1 ، ص 84 ؛ معجم الادبا ، ج 6 ، ص 403 .
( 4 ) . الفهرست ، ص 92 .
( 5 ) . مروج الذهب ، ج 8 ، ص 291 .
( 6 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 230 .
( 7 ) . معجم الادبا ، ج 6 ، ص 401 .