قسمت عمدهاى را به ابن اسحاق اختصاص داد . اين كتاب را دكتر حسين نصّار با نام مغازى الأولى و مؤلفوها « 1 » به عربى برگردانده است . خانم دكتر نايبه ابوت قسمتى از تاريخ خلفاى ابن اسحاق را كه بر روى كاغذ پاپيروس نوشته شده بود ، با ملاحظات كافى چاپ كرده است . « 2 »
آلفرد گيوم نيز به ترجمهء سيرهء ابن اسحاق پرداخته و اضافاتى را كه ابن هشام به آن افزوده بود ، حذف كرده و قطعات پراكنده باقى مانده در كتابهاى ديگر ، به خصوص طبرى را به آن افزوده است . او در مقدمهء نوشتهاش ، به شرح حال ابن اسحاق پرداخته است . « 3 »
استاد مونتگمرى وات نيز دربارهء منابع ابن اسحاق بحث كرده است . « 4 »
نتايج اين تحقيقات با هم فرق مىكند ؛ زيرا تعدادى از آنها مثل تحقيق « بيكر » و « لامنس » در ارزش منابع سيره شك برده و عنصر تاريخى موجود در آن را محدود تلقّى كردهاند ، و تأخّر زمانى ابن اسحاق و آشفتگى اسنادها را دليلى بر ضعف اساس تاريخى سيره دانستهاند .
وات كوشيده است روشن كند كه منابع سيره در تاريخ ، بيش از آن حدى است كه بيكر و لامنس تصور كردهاند . تعدادى از محققان نيز اخبار وارده از ابن اسحاق را خلاصه كردهاند ؛ مانند كارى كه و ستنفلد و مرگليوث انجام دادهاند . گروهى ديگر نيز مانند گيب ، هورويتز و زاخاو به بررسى وضعيت ابن اسحاق در باب دگرگونى نگارش سيره اقدام كردهاند و گروه سوّمى مانند فوك و هورويتز از كتاب سيره ، براى تحقيق درباره ابن اسحاق بهره بردهاند .
اين تحقيقات ، بسيارى از مسائل زندگى ابن اسحاق و تلاشهاى او را روشن نموده ، ليكن هنوز امور اساسىاى باقى مانده كه احتياج به توضيح دارد .
مىدانيم كه تبيين روش تحقيق هر مورخ يا هر مكتب تاريخى ، احتياج به مطالعهء آثار تاريخى و متونى دارد كه مورخ آنها را نوشته و يا مكتب آنها را پديد آورده است ؛ زيرا شناسايى نحوهء شكلگيرى هر نظر علمى يا تفكر تاريخى دقيق ، با اكتفاى صرف به روايات
هامش
( 1 ) . هورويتز ، مغازى الاولى و مؤلفوها ، ترجمه به عربى : حسين نصار ، قاهره ، 1946 .
( 2 ) .N . Abbott : studies in Arabic Literary papary I . Historical texts , chicago . u . p .1957 . 100 - 80
( 3 ) .A . Guillaume : ThE life of Muhmmad , o , u . p .1955 .
( 4 ) .M . Watt : The materials used by Ibnishaq : in , Historians of the middle East , ed . byB . lewisand P . M . HOlt , o . u . p .1962 . . 34 - 23 .