روايتى ديگر ، واقدى را در حديث ، « امير المؤمنين » مىداند . « 1 » خطيب بغدادى نيز او را مفيدترين فرد دربارهء حوادث مدينه مىخواند . « 2 »
اين گروه ، با توجه به گستردگى حيطهء اطلاعات واقدى ، او را ثقه و امين مىشمارند ؛ از جملهء آنها ابراهيم حربى به نقل از مصعب زبيرى ، ابو عبيده « 3 » يزيد بن هارون و معن بن عيسى او را در حديث آگاهترين اهالى مدينه ذكر مىكند . « 4 » و مجاهد بن موسى او را حافظترين مردم در حديث « 5 » و نيز ميثم بن عدى او را موثق مىدانستند كه ديگران براى تضعيف او جمع شدهاند . « 6 »
2 ) گروه دوم ، كه دستهاى از اهل حديث در آن جاى دارند ، به روش كار واقدى اعتراض كرده ، بر او ايراد مىگيرند و سرانجام او را « ضعيف » و « متروك » اعلام مىكنند .
اين امر به دليل تفاوتهاى شيوهء واقدى با روش آنها بود ؛ زيرا ايشان چنين تفاوت و عملكرد مجزّايى را نمىپسنديدند ؛ زيرا واقدى به قول احمد بن حنبل « اسانيد » را تركيب مىكرد و آنها را در متن واحد مىآورد . « 7 »
بخارى ، رازى و نسائى او را متروك الحديث شمردهاند و احمد بن حنبل وى را كذابى مىداند كه احاديث را دگرگون مىكند و حديث زهرى را به معمّر و ديگران مىچسباند . « 8 » رازى و نسائى او را جاعل حديث مىدانند و شافعى نوشتههاى او را دروغ مىخواند « 9 » و توصيهء نسائى رها كردن اوست . [ 9 ]
جمع كردن اسنادها و آوردن متن واحد ، توجه به روش نگارشى خاص - كه بعدها در روايت تاريخ متبلور شد - در مقابل پايبندى به شيوهء اهل حديث ، طعن و اعتراض اين گروه را برانگيخت .
شايان ذكر است كه اهميت واقعه و روايت متسلسل و آشفته نبودن آن در نظر
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 458 .
( 2 ) . تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 9 .
( 3 ) . ابن جوزى ، كتاب الضعفاء ، ج 3 ، ص 459 .
( 4 ) . تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 11 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 461 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 365 ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 462 .
( 7 ) . تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 7 و 15 .
( 8 ) . كتاب الضعفاء ، ج 3 ، ص 88 ؛ تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 264 ؛ تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 15 .
( 9 ) . كتاب الضعفاء ، ج 3 ، ص 88 ؛ تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 14 .