تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

بررسى ديدگاههاى واقدى و ابن سعد در روايت سيره

شهلا بختيارى

مقدمه

شناخت تحوّلات تاريخ‌نگارى در قرن دوم هجرى ، بدون توجه به نقش دو محقق بزرگ و سيره‌نگار : « محمد بن عمر واقدى » و شاگردش « محمد بن سعد » امكان پذير نيست . توجه به تأثير اين دو نفر در بازسازى نقل حوادث صدر اسلام و ديدگاههاى آنان ، به محققان زمان ما كمك مؤثرى خواهد كرد تا تصوير روشن‌ترى از حوادث آن زمان داشته باشند . اين تأثير را مىتوان از طريق شناسايى آثار و بررسى نقش آنها در انتقال اخبار به دست آورد . اين نوشتار در صدد تبيين روشهاى واقدى و ابن سعد در نگارش سيرهء پيامبر ( ص ) و بيان تفاوت شيوه‌هاى آنها است . روشن ساختن شباهتهاى مربوط به سبك و روش آن دو ، تلاش براى يافتن ميزان تأثير احتمالى زمان در ديدگاه و نگارش آنان و ميزان پايبندى آنان به سبك نوشتارى زمان ، از اهداف اين مقاله است . مىدانيم كه ارتباط واقدى با ابن سعد ، ارتباط استاد و شاگردى است ؛ به گونه‌اى كه ابن سعد به « كاتب واقدى » « 1 » مشهور گرديده است . در چنين ارتباطى ، به يقين شاگرد بسيارى از يافته‌هاى علمى خود را از استاد مىگيرد و طبيعى است كه بايد شيوهء استاد در روش و نوشته‌هاى شاگرد متجلّى باشد ، مگر هنگامى كه شاگرد شيوهء استاد را رها سازد و روش جديد و ويژه‌اى براى خود ابداع كند . هدف ديگر اين نوشته ، بررسى ميزان صحّت سخن فوق و انگيزهء اصلى ، يافتن روش هر يك از اين دو ، در تاريخ نگارى اسلامى است .

واقدى

قديمىترين كتابى كه دربارهء واقدى اطلاعاتى به دست مىدهد ، نوشتهء شاگردش ابن سعد
هامش
( 1 ) . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 5 ، ص 351 .