چوب دسته تازيانهام و جلو كفشم ، قشنگ باشند . آيا از اين هم بايد بيمناك بود ؟ فرمود : " دلت را چگونه مىبينى ؟ " .
گفتم : دلم حقشناس و مطمئن به آن است .
فرمود : " اين ، كبر نيست . كبر ، آن است كه حق را رها كنى و به غير آن بپردازى و به مردم ، نظر اندازى و چنين ببينى كه حيثيت هيچ كس همتراز تو نيست و خونش همسان خون تو نيست .
اى ابو ذر ! بيشتر كسانى كه در آتش مىشوند ، كبرورزاناند " .
مردى گفت : اى پيامبر خدا ! آيا كسى از كبر ، نجات مىيابد ؟ فرمود : " آرى ! هر كس لباس پشمين بپوشد و الاغ سوار شود و گوسفند بدوشد و با بينوايان ، همنشين شود .
اى ابو ذر ! هر كس بار خود را يعنى آنچه را از بازار خريده ، حمل كند ، از كبر به دور است .
اى ابو ذر ! هر كس لباسش را متكبّرانه بر دوش بكشد ، خداوند عز و جل در روز قيامت ، توجّهى به او نمىكند .
اى ابو ذر ! بالاپوش مؤمن ، تا نيمههاى ساق پايش است ، و تا ميان ساق و قوزك پا هم اشكالى ندارد .
اى ابو ذر ! هر كس دامن لباسش را كوتاه كند و كفشش را پينه بزند و صورتش را غبارآلود كند ، از كبر در امان است .
اى ابو ذر ! هر كس دو پيراهن دارد ، يكى را خود بپوشد و ديگرى را به برادرش بپوشانَد .
اى ابو ذر ! مردمى از امّت من ، در ناز و نعمت ، متولّد خواهند شد و با آن ، تغذيه مىشوند . همّتشان غذاها و نوشيدنىهاى رنگارنگ است و با حرف ، ستوده مىشوند . اينان ، بَدان امّت مناند .
اى ابو ذر ! هر كس لباس زيبا را براى فروتنى در برابر خداى عز و جل و بدون كمبود ، رها كند و خودش را بدون بينوايى كوچك كند و آنچه گرد آورده ، در غير نافرمانى خدا انفاق نمايد
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 547
مساهمون: محمد الريشهري
ص٥٤٧