فصل بيست و دوم خنده
22 / 1 خنده و لبخند
قرآن " [ سليمان ] از گفتار او ( مورچه ) ، دهان به خنده گشود و گفت : " پروردگارا ! در دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و پدر و مادرم ارزانى داشتهاى ، سپاس بگزارم ، و به كار شايستهاى بپردازم كه آن را مىپسندى ، و مرا به رحمت خويش ، در ميان بندگان شايستهات ، داخل كن " .
حديث 11630 . امام على عليه السلام : خنده پيامبر صلى اللّه عليه و آله لبخند بود . روزى بر گروهى از انصار گذشت كه با هم صحبت مىكردند و با صداى بلند و دهانى دريده ، مىخنديدند . پيامبر خدا فرمود : " اى جماعت ! هر يك از شما كه آرزو فريبش داده و در كار خير ، كوتاهى كرده است ، بايد سرى به گورستان بزند و از بر انگيخته شدنِ مُردگان ، عبرت بگيرد . به ياد مرگ باشيد ، كه ياد مرگ ، لذّتها را در هم مىشكند " .
11631 . مكارم الأخلاق به نقل از ابو درداء : پيامبر خدا ، هر گاه لب به سخن مىگشود ، با لبخند همراه بود .