ايشان آمدند و گفتند : اى پيامبر خدا ! خوراك ، ناياب شده و هيچ چيز از آن باقى نمانده ، مگر نزد فلانى . او را فرمان ده تا آن را به مردم بفروشد .
پس پيامبر صلى اللّه عليه و آله حمد و ثناى خداى را به جاى آورد و سپس فرمود : " اى فلانى ! مسلمانان گفتهاند كه خوراك ، ناياب شده ، جز مقدارى كه نزد توست . پس آن را بيرون آور و هر گونه كه مىخواهى ، به فروش و آن را در بند نكن " .
10186 . سنن الترمذى به نقل از ا نَس بن مالك : در روزگار پيامبر خدا ، نرخها بالا رفت . گفتند : اى پيامبر خدا ! براى ما قيمت تعيين كن .
فرمود : " همانا خداوند ، قيمتگذار است و هموست كه [ روزىها را ] بر مىبندد و مىگشايد و رزق مىبخشد . و هر آينه من اميد دارم كه خدا را ديدار كنم ، در حالى كه هيچ يك از شما در خون يا مال ، از من دادخواهى نكند " .
10187 . كتاب من لا يحضره الفقيه : به پيامبر خدا گفته شد : خوب است براى ما قيمت بگذارى ؛ زيرا قيمتها بالا مىروند و پايين مىآيند .
فرمود : " من ، چنان نيستم كه خدا را ديدار كنم ، در حالى كه بدعتى نهاده باشم كه او مرا در آن مُجاز نفرموده است . پس اجازه دهيد كه بندگان خدا از [ داد و ستد با ] يكديگر روزى بخورند ، و هر گاه از شما اندرز خواستم ، اندرزم دهيد " .
10188 . امام على عليه السلام : سخن به پيامبر صلى اللّه عليه و آله كشيده شد كه ايشان به احتكار گنندگان برگذشت و فرمان داد تا آنچه را احتكار كردهاند ، به ميان بازار آورده شود ، به گونهاى كه تماشاگران ، آن را ببينند . سپس به پيامبر خدا گفته شد : خوب بود خود ، براى آنان قيمت تعيين مىكردى .
ايشان به خشم آمد چندان كه غضب در چهرهاش نمود يافت و فرمود : " من براى آنان قيمت تعيين كنم ؟ قيمتگذارى تنها ، از آنِ خداست . هر گاه بخواهد ، بالايش مىبَرَد و هر گاه بخواهد ، پايينش مىآورَد " .
ج فرمانِ جارى كردن قيمتهاى عادلانه
10189 . امام على عليه السلام از نامه ايشان به اشتر نخعى ، آن گاه كه او را به كارگزارىِ مصر گماشت : از احتكار باز دار ؛ چرا كه پيامبر خدا ، آن را منع فرمود . و بايد خريد و فروش ،