باشد ، زنده به گور كردن دختران ، و امر و نهى [ بىجا ] .
ه نهى از شباهت جستن به بيگانه در شيوه مصرف
10290 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : ظواهر افراد با هم يكسان نمىشود ، مگر آن گاه كه خُلق و خويشان با يكديگر برابر گردد ؛ و هر كس به گروهى شباهت جويد ، در شمار آنان محسوب مىشود .
و كوتاهى نابهجا در مصرف
10291 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : از پوشيدن جامه راهبان بپرهيزيد ! هر آينه هر كس رهبانيت پيشه كند يا خود را به راهبان شبيه سازد ، از من نيست ؛ و هر كه [ خوردنِ ] گوشت را ترك گويد و آن را بر خويش حرام سازد ، از من نيست ؛ و هر كس از روى كراهت ، [ همخوابگى با ] زنان را ترك كند ، از من نيست .
10292 . عوالى اللآلى : در حديثى آمده است : پيامبر صلى اللّه عليه و آله در جمع مردم نشست و روز قيامت را برايشان وصف فرمود ؛ ولى بر بيم دادنِ ايشان نيفزود . آنان را دلْنازكى افتاد و گريستند . سپس ده تن از اصحاب در خانه عثمان بن مَظعون گِرد آمدند و قرار گذاشتند كه روز را روزه بگيرند و شب را [ به عبادت ] بايستند ، به زنانْ نزديك نشوند و عطر زدن را ترك گويند ، خرقه پشمينه بر تن كنند و دنيا را وا گذارند ، در زمين به سياحت بپردازند و رهبانيت پيش گيرند و نَرينِگان را اخته كنند .
اين خبر به پيامبر صلى اللّه عليه و آله رسيد . پس به خانه عثمان آمد ؛ ولى او را نيافت . به همسرش فرمود : " آيا آنچه به من خبر رسيده ، درست است ؟ " .
او هم نمىخواست كه خبر پيامبر صلى اللّه عليه و آله را ناراست شمارَد و هم كراهت داشت كه به زيان همسرش سخنى بگويد . گفت : اى پيامبر خدا ! اگر عثمان به شما خبرى داده ، راست گفته است .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله باز گشت . عثمان كه به خانه آمد ، همسرش ماجرا را برايش بيان كرد . پس او و يارانش نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمدند . پيامبر خدا به ايشان فرمود : " آيا قرارى نهادهايد و من باخبر نشدهام ؟ " .
گفتند : ما جز خير نمىخواستيم .
فرمود : " من [ با اين كه پيامبرم ، ] به اين شيوه امر نشدهام ! " .
سپس فرمود : " هر آينه وجودِ شما را بر شما حقّى است . پس روزه بگيريد و روزه بگشاييد ، [ به عبادت ] بايستيد و [ در هنگام لزوم ] بخوابيد ، كه من ، خود ، روزه مىگيرم