نكاتى درباره احاديثِ ستاينده فقر
در نگاه نخست به نظر مىرسد كه ميان روايات دستههاى اوّل و دوم اين فصل با آيات و روايات فصلهاى گذشته ، تعارض وجود دارد . اين روايات ، فقر ( نادارى ) و فرودستىِ اقتصادى را مىستايند و آن را بر توانگرى و رفاه ، ترجيح مىدهند ، در حالى كه آيات و احاديث فصلهاى پيشين ، توسعه اقتصادى را ارجمند مىشِمُرند و شكوفايى معيشتى را گرانمايه ، بابركت و از آثار برنامه وعده داده شده توسعه اقتصادى در اسلام مىنامند و خطرهاى فقر و پيامدهاى فاجعهبار واپس ماندگى اقتصادى را گوشزد مىكنند . اكنون بايد ديد كه : مراد از روايات ستاينده فقر چيست و آيا مىتوان به مفاد آنها ملتزم شد و معناى برآمده از آنها را پذيرفت ؟ دانشمندان مسلمان و كارشناسان علم حديث ، براى سازگارى بخشيدن به اين متون ، راههاى مختلفى را پيمودهاند . برخى مفهوم فقر موجود در احاديث ستايشگرِ فقر را از مفهوم فقر در روايات سرزنشگرِ آن ، متمايز شمردهاند . بعضى ، ويژگىهاى فقرِ ستوده و فقرِ نكوهيده را متفاوت دانستهاند . گروه سوم هم روايات ستاينده فقر را كنار نهادهاند ؛ زيرا سندهاى آنها را ضعيف شمردهاند و روايات نكوهنده فقر را معتبر دانستهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) ر . ك : المحجة البيضاء : ج 7 ص 319 330 ، بحار الأنوار : ج 72 ص 6 7 و 34 ، معراج السعادة : ص 91 و 295 و 296 ، مسلكنا ، على المشكينى : ص 182 ، تفسير نمونه : ج 16 ص 174 .