تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
9445 . شُعَب الإيمان به نقل از ابن عمر : پيامبر صلى اللّه عليه و آله مرا ديد كه به چپ و راست مىنگرم . پس فرمود : " چرا به اين‌سو و آن سو مىنگرى ؟ " . گفتم : با مردى دوستى كرده‌ام [ و اينك به دنبالش مىگردم ] . فرمود : " هرگاه با كسى دوستى كردى ، نام او و نام پدرش را بپرس تا در نبودش ، او را حفظ كنى و اگر بيمار گشت ، به عيادتش به روى و اگر مُرد ، در تشييع جنازه‌اش حاضر شوى " . 9446 . حلية الأولياء به نقل از سالم ، از پدرش : نزد پيامبر خدا بودم كه مردى بر ايشان گذشت . مرد ديگرى گفت : اى پيامبر خدا ! من اين [ مرد ] را در راه خداى عز و جلدوست مىدارم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله به او فرمود : " آيا نامش را مىدانى ؟ " . گفت : نه . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " پس نامش را بپرس " . او نيز [ دنبالش رفت و ] نامش را پرسيد و آن مرد ، پاسخش را داد و سپس افزود : خداوندى كه مرا در راه او دوست داشتى ، دوستت بدارد . پس آن مرد [ پرسنده ] ، به سوى پيامبر خدا بازگشت و وى را از آنچه به آن مرد گفته بود و آنچه از او شنيده بود ، باخبر كرد . آن گاه ، پيامبر خدا فرمود : " [ اينك حقيقتِ دوستى ] تحقّق يافت " .

ب اعلام دوستى

9447 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هرگاه يكى از شما يار يا برادرش را دوست داشت ، او را [ از اين دوستى ] باخبر كند .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 209 | محمد الريشهري