كن و ما را از [ عذاب ] دوزخ ، نگه بدار " .
8906 . كنز العمّال به نقل از عبد اللّه بن مسعود : پيامبر صلى اللّه عليه و آله كعبه را طواف كرد . سپس دست بر آن نهاد و چنين دعا كرد : " خدايا ! خانه ، خانه توست و ما ، بندگان توييم و پيشانى [ و اختيار ] ما ، به دست توست و رفت و آمد ما ، در قبضه قدرت توست . اگر عذابمان كنى ، به سبب گناهان ماست و اگر ما را ببخشايى ، به سبب رحمت توست . حجّ خود را بر هر كس كه راه و توانى به سوى آن داشته باشد ، واجب ساختى . پس تو را ستايش ، كه براى ما اين راه [ و توان ] را قرار دادى . خدايا ! پاداشِ سپاسگزاران را به ما روزى كن " .
8907 . شُعَب الإيمان به نقل از عبد الأعلى تَيمى : خديجه عليهاالسلام گفت : اى پيامبر خدا ! در حالى كه خانه خدا را طواف مىكنم ، چه بگويم ؟ فرمود : بگو : " خدايا ! گناهان و خطاهايم را ، و عمد و اسرافم را در كارم ، ببخشا ؛ زيرا اگر تو مرا نيامرزى ، هلاكم مىكنى " .
8908 . أخبار مكّة ، ازرقى به نقل از سعيد بن مُسَيّب : پيامبر صلى اللّه عليه و آله هنگام گذر از رُكن يَمانى ، چنين گفت : " خدايا ! به تو پناه مىبرم از كفر و خوارى و تنگدستى ، و از جايگاههاى خوارى در دنيا و آخرت . " پروردگارا ! در دنيا به ما نيكىاى عطا كن ، و در آخرت هم به ما نيكىاى عطا كن و ما را از [ عذاب ] آتش ، نگه بدار " " .
مردى گفت : اى پيامبر خدا ! اگر خيلى شتابناك باشم ، چه ؟ ( آيا با عجله استِلام كنم ؟ ) .
پيامبر خدا فرمود : " [ آرى ، ] حتى اگر شتابانتر از برق ابرها باشى ! " .
8909 . أخبار مكّة ، ازرقى به نقل از عثمان : در روزگار پيامبر خدا ، مردى ميان رُكن حجر الأسود و رُكن يَمانى ، سه بار چنين مىگفت : " خدايا ! تو خدايى و تو رحمانى . معبودى جز تو نيست . تو پروردگارى و پروردگارى جز تو نيست . تو بر پا ايستاده پيوستهاى هستى كه غفلت نمىكنى . و تويى كه آنچه ديدنى و ناديدنى است ، آفريدى . و تويى كه بدون آموختن ، هر چيز را مىدانى " .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله از كارش باخبر شد و فرمود : " اگر چنين گفته است و خدا داناتر است ، او را به بهشت ، مژده دهيد و خبر دهيد كه او در ميان قوم خودش ، مثل صاحب ياسين « 1 » در ميان قوم خود است " .
هامش
( 1 ) مقصود ، مردى است كه در سوره يس ( آيه 20 27 ) از او ياد شده است . او مؤمنى در ميان كفّار بود و آنان را به پيروى از پيامبران دعوت مىكرد . در كتب حديث و تفسير ، از او با نام " حبيب نجّار " ، ياد شده است .