تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
نمىرفت و پيش از آن و پس از آن ، نه در ماه رمضان ، و نه در روز عيد فطر ، به مسجد نمىآمد . 8764 . امام باقر عليه السلام : جُهَنى نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! من ، شتران و گوسفندان و غُلامانى دارم . دوست دارم كه يك شب را تعيين كنى كه به مسجد بيايم و در نماز ، حاضر شوم . و اين ، در ماه رمضان بود . پيامبر صلى اللّه عليه و آله او را فرا خوانْد و در گوش او آهسته چيزى گفت . از آن پس ، هر گاه شب بيست و سوم [ رمضان ] مىشد ، جُهَنى با شتران و گوسفندان و خانواده و فرزندان و غلامانش وارد مىشد ، آن شب ( شبِ بيست و سوم ) را در مدينه مىمانْد و صبح كه مىشد ، با خانواده و گوسفندان و شترانش به جاى خود بر مىگشت . 8765 . امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام : شبِ بيست و سوم [ رمضان ] ، شبِ جُهَنى است . داستان او چنين است كه وى به پيامبر خدا گفت : خانه من ، دور از مدينه است . يك شب را برايم تعيين كن كه همان شب بيايم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله هم به او دستور داد كه شبِ بيست و سوم بيايد . 8766 . مستدرك الوسائل به نقل از ضَمْرَة بن عبد اللّه : با گروهى از بنى سَلَمه بودم . گفتند : كيست كه نزد پيامبر خدا برود و درباره شب قدر از او بپرسد ؟ گفتم : من . شبانه به مدينه آمدم و به خانه پيامبر خدا رفتم . دستور داد برايم غذا آوردند . خوردم . فرمود : " كفش مرا بياور " . كفش او را پيشِ پايش نهادم . وى به سوى مسجد به راه افتاد و گفت : " كارى دارى ؟ " . گفتم : بنى سَلَمه مرا فرستاده‌اند كه از شما بپرسم : شب قدر ، كدام شب است ؟ فرمود : " امشب ، شب چندم ماه است ؟ " . گفتم : بيست و دوم . فرمود : " فردا شب ، شبِ بيست و سوم ، همان [ شب قدر ] است " .