تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
شد و گفت : اى محمّد ! پروردگارت به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : " اين زره را بر كن و اين دعا را بخوان ، كه براى تو و امّت تو ، مايه ايمنى است . هر كس آن را در هنگام بيرون آمدن از خانه بخواند يا با خود داشته باشد ، خداوندْ او را حفظ مىكند و حقّ او را بر خود لازم مىسازد و او را به كارهاى شايسته موفّق مىدارد . . . . و هر كس با نيّت خالص ، آن را در آغاز ماه رمضان بخواند ، خداوند متعال ، شب قدر را روزىِ او مىكند و برايش هفتاد هزار فرشته مىآفريند كه خدا را تسبيح مىگويند و تقديس مىكنند و پاداش آنان را براى او قرار مىدهد . اى محمّد ! هر كس اين دعا را بخواند ، ميان او و خداى متعال ، حجابى نمىماند و از خداوند ، چيزى درخواست نمىكند ، مگر آن كه [ خدا ] آن را به وى عطا مىكند . . . . و هر كس آن را در ماه رمضانْ سه بار « 1 » ( يا : يك بار ) بخواند ، خداوندْ بدن او را بر آتش ، حرام مىكند و بهشت را برايش حتمى مىسازد و دو فرشته بر او مىگمارد كه از گناهانْ نگاهش بدارند و تا زنده است ، در امان خدا خواهد بود . اى محمّد ! آن را جز به مؤمن پرهيزگار ، نياموز " . [ پدرم ] حسين عليه السلام فرمود : " پدرم على بن ابى طالب عليه السلام ، مرا به حفظ و بزرگداشت اين دعا توصيه نمود و اين كه آن را بر كفن او بنويسم و آن را به خانواده‌ام بياموزم
هامش
( 1 ) به نظر مىرسد كه اين دعا ، مخصوص ماه رمضان نيست ؛ ليكن بر خواندن آن در اوّل ماه رمضان ، همچنين سه بار خواندنش در اين ماه ، تأكيد شده است . از اين رو ، دليلى بر قرار دادن اين دعا در اعمال شب‌هاى قدر نيست . البتّه علّامه مجلسى در زاد المعاد ( ص 176 ) چنين گفته است : " در برخى احاديث ، خواندن دعاى جوشن كبير در هر يك از اين سه شب ، آمده است " . گفتنى است كه شيخ عبّاس قمى رحمه‌اللّه در مفاتيح الجنان مىگويد : " در احاديث ، چيزى نيست كه به استحبابِ خواندن اين دعا در شب‌هاى قدر ، اشاره كند ؛ ليكن سخن علّامه مجلسى در زاد المعاد در اين زمينه كافى است " . نگارنده مىگويد : بعيد است كه علّامه مجلسى در اين باره به حديث ديگرى دست يافته باشد و به نظر مىرسد كه ايشان ، جمله : " هر كس آن را در ماه رمضان ، سه بار بخواند " را بر شب‌هاى قدر ، تطبيق كرده است . روشن است كه خواندن اين دعا در شب‌هاى قدر ، به قصد قربت مطلق ، كارى پسنديده است ، همان گونه كه در ايران ، معمول است .