در خانه او غذا خورد و گفت : " بار خدايا ! به او و فرزندش خنّاس ، بركت ده " .
16 / 26 سائب بن يزيد « 1 »
8211 . دلائل النبوّة ، بيهقى به نقل از عطاء ، غلام سائب : [ موى ] سر سائب از اين جا ( فرق سر تا جلوى سر ) سياه بود و بقيّهاش ( پَسِ سر و چانه و گونههايش ) سفيد . گفتم : سَرورم ! كسى را نديدهام كه موهايى چنين عجيب داشته باشد .
گفت : علّتش را مىدانى ، فرزندم ؟ با عدّهاى از كودكان بودم كه پيامبر خدا بر من گذشت . فرمود : " تو كيستى ؟ " .
گفتم : سائب بن يزيد ، برادر نَمِر .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله دستش را بر سرم كشيد و فرمود : " خدا بركتت دهد ! " .
از اين رو ، اين قسمتِ سرم هرگز سفيد نمىشود .
8212 . صحيح البخارى به نقل از سائب بن يزيد : خالهام مرا نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله برد و گفت : اى پيامبر خدا ! پسر خواهرم ، درد دارد .
ايشان ، دستى به سرم كشيد و برايم دعاى بركت كرد .
هامش
( 1 ) ر . ك : ص 520 ( سائب بن يزيد ) .