تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
است و اگر از اهل دوزخ باشى ، چرا براى آن شتاب مىكنى ؟ 7832 . صحيح البخارى به نقل از قيس : به ديدن خَبّاب رفتم كه [ براى درمان زخمش ] هفت مرتبه شكمش را داغ نهاده بود . شنيدم كه مىگويد : اگر نبود كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله ما را از تمنّاىِ مرگْ نهى فرمود ، از خدا مرگم را مىخواستم . 7833 . مسند ابن حنبل به نقل از امّ فضل : پيامبر صلى اللّه عليه و آله به ديدن عبّاس رفت كه بيمار بود . او آرزوى مرگ كرد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اى عبّاس ، اى عموى پيامبر خدا ! آرزوى مرگ مكن . اگر نيكوكار باشى ، بر نيكوكارى خويش مىافزايى و اين ، براى تو بهتر است ، و اگر گنهكار باشى ، چنانچه بيشتر زنده بمانى تا توبه كنى و گناهانت را جبران كنى ، باز برايت بهتر است . پس آرزوى مرگ نكن " . 7834 . مسند ابن حنبل به نقل از ابو امامه : خدمت پيامبر خدا نشستيم . ايشان ما را اندرز داد [ و از خدا و آخرت ياد كرد ] و ما منقلب شديم . سعد بن ابى وقّاص به گريه افتاد و بسيار گريست و گفت : كاش مُرده بودم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اى سعد ! در حضور من ، تمنّاى مرگ مىكنى ؟ ! " و اين جمله را سه بار تكرار كرد . سپس فرمود : " اى سعد ! اگر براى بهشت آفريده شده باشى ، پس چنانچه عمرت طولانى باشد و كردار نيك كنى ، اين برايت بهتر است " . 7835 . المستدرك على الصحيحين به نقل از حسن « 1 » : حَكَم بن عمرو غِفارى گفت : الهى طاعون بگيريم ! مردى از ميان جمع گفت : چرا اين را مىگويى ، در حالى كه من از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمايد : " هيچ يك از شما نبايد به خاطر گزندى كه به او رسيده ، آرزوى مرگ كند " . حكم گفت : من هم آنچه را شما شنيده‌ايد ، شنيده‌ام ؛ ليكن مىخواهم شش چيز را
هامش
( 1 ) مقصود ، امام حسن عليه السلام يا حسن بصرى است .