وى در كتاب حديقة المتّقين در مورد شهادت سوم مىگويد :
جمعى از اصحاب ، نقل كردهاند كه در اخبار شاذ آمده است كه : " شهادت سوم ، جزء اذان است " . حال ، اگر كسى اين دو بند را به عنوان جزئى بگويد كه از شارع گرفته شده است ، عملش صحيح است و اگر بر اين يقين نيست ، بهتر است از باب تيمّن وتبرّك ، بگويد . « 1 »
نيز در شرح فارسى خود بر كتاب من لا يحضره الفقيه مىنويسد :
مصطلح ارباب حديث ، آن است كه خبر صحيحِ مخالف با مشهور را شاذ مىگويند . در زمان محقّق و علّامه ، كتب حديث ما بسيار بوده است . بنابر اين ، يقين كردن به ساختگى بودن اين اخبار ، مشكل است . . . . پس اگر كسى اين كلمات را بگويد ، چنانچه مطلوب شارع باشد ولو به عنوان تيمّن و تبرّك فبها و اشكالى ندارد ، هر چند اگر نگويند ، بهتر است . . . . « 2 »
بنابر اين ، مجلسىِ اوّل ، هر چند سخن شيخ صدوق و همه فقهايى را كه اخبار دالّ بر جزء اذان بودنِ شهادت سوم را مخدوش دانستهاند ، رد كرده است ؛ ولى خود ، قائل به جزء بودنِ آن براى اذان نيست . البتّه فرزند او ، علّامه محمّدباقر مجلسى ، قدم را بالاتر گذاشته و بعيد نمىداند كه شهادت سوم ، از اجزاى مستحبّ اذان باشد :
بعيد نيست كه شهادت سوم ( شهادت به ولايت ) از اجزاى مستحبّ اذان باشد ؛ چرا كه شيخ طوسى و علّامه حلّى و شهيد اوّل و ديگران ، به وارد شدن اخبار [ از سوى ائمّه عليهم السلام ] در اين باره ، گواهى دادهاند . « 3 »
سيّد نعمة اللّه جزايرى در الأنوار النعمانيّة « 4 » و شيخ يوسف بحرانى در الحدائق
هامش
( 1 ) . حديقة المتّقين ( مخطوط ) : ص 17 ( به نقل از : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة بالولاية فى الأذان والإقامة مع عدم قصد الجزئيّة ) .
( 2 ) . لوامع صاحبقرانى : ج 1 ص 182 .
( 3 ) . بحار الأنوار : ج 84 ص 111 .
( 4 ) . الأنوار النعمانيّة : ج 1 ص 169 .