و حال آن كه ما موجوداتى هستيم كه متّكى به وجود خدا و آيا اتّكاء به ذات اتّكاء به وجود غير يكسان است ؟ ! اصولًا مىتوان گفت ميان خالق و مخلوق تفاوت بسيار است ، زيرا ميان آن دو كمترين تشابهى وجود ندارد ، بلكه آنچه هست تباين است .
از همين رو بالاترين صفتى كه به خدا اطلاق مىكنيم صفت « محور » بودن اوست كه ميان نفى و اثبات در گردش است ، « نفى » يعنى « قطع » هرگونه پيوند « تشابه » ميان او و مخلوقاتش و اثبات يعنى « ايمان » به اين « حقيقت » كه او والاتر و بزرگتر از مخلوقات خويش است .
او توانا است كه هيچ كس بر او توانايى ندارد . و مالكى است كه در اختيار هيچ كس نمىباشد و عالم نامعلومى است .
براى تمركز اين دو حقيقت يعنى « حقيقت ثبوت » خدا از يك سو صفات و الا و از سوى ديگر نفى صفات مخلوقات از او در نفوس آدميانى كه به شناخت مخلوقات خو گرفتهاند ناگزير بايد با كلمه « سبحان اللَّه » به تقديس و تسبيح و تنزيه مقام كبريائيش پرداخت ، كلمهاى كه استعمال بسيار در قرآن دارد و محور اذكار نماز است .
تسبيح ما را ناگهان در برابر خدا قرار مىدهد ، زيرا مخلوقات را از ذهن ما دور و خالق را آشكار مىسازد به علاوه آن كه تسبيح ، گره كور نفس بشرى يعنى عادت به محدود كردن پديدهها را مىگشايد به خاطر اين كه پديدهها مخلوق اند و محدوديّت جزء طبيعت آنهاست
مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: آژير
ص٩٩