چرا ؟ زيرا بيشتر ايشان از ديدن آن هراس دارند و مىترسند ، مبادا با پيشينههاى فكرى و رسوبات سنّتى آنها تعارض يابد ، مىترسند كه مبادا با انديشههاى جامعه و محيط آنها تعارض پيدا كند لذا به آن نزديك نمىشود و هرگاه حق به او نزديك شود ديده برهم مىنهد از اين رو بايد به شجاعت فهم ، آراسته گرديم و زمانى كه مىخواهيم به محدودهء تدبّر وارد شويم بايد حق را از هر چيزى بالاتر بدانيم حال چه با انديشههاى گذشته ما معارض باشد و يا با افكار مردم تناقض داشته باشد بايد اعتراف كنيم كه از آن پيروى خواهيم كرد ، زيرا تنها با اين روحيه شجاعت است كه مىتوانيم به كشف حقايق نايل آييم .
آراء مفسّران پيرامون يك آيه نبايد ما را از تدبّر دوباره در معناى آن باز دارد ، زيرا چهبسا آنها نسبت به مفهوم يا بخشى از مفهوم آن يا مفهومى كه با آن سازگارتر است آگاهى نيافتهاند .
تدبّر و سياق قرآن
سياق ( تناسب ) در بيان واقعيت علمى قرآن نقش بسزايى دارد ، زيرا قرآن ارتباط آيه را با آيه ديگر دقيقاً در نظر مىگيرد ، آيات و حتّى كلمات يك آيه به آيات ديگر نمىپيوندند مگر اينكه رابطهء علمى و يا رابطهء تربيتى وجود داشته باشد :
1 - رابطه علمى
قرآن واقعيت ارتباط يك حقيقت را با حقيقت ديگر منعكس