انسان مؤثرند . در حالى كه پيروان مكتب « رفتارى » به تأثير « علمى » معتقدند كه انعكاس يافته و پيروان مكتب « ژنتيك » به تأثير عوامل « ادراك » و مكتب « كار كردى » به تأثير « قانون سازگارى » با محيط و مكتب « ترابطى « 1 » » به تأثير « قانون تداعى » و مكتب « جبر » به تأثير « غرايز » مختلف در روان انسان و در نتيجه در شيوه تفكّر او اعتقاد دارند و هر يك تنها به بعد خاصّى توجّه كردهاند وا ن را مانع از رسيدن فرد به حقيقت مىدانند . مكتب قرآن به تمامى حقيقت ايمان دارد و معتقد است كه هريك از اين عوامل در نفس مقدارى تأثير دارند و عقل در اين تأثير گذارى با آن شريك است .
3 - عقلى بودن
از ديدگاه قرآن هستى براى هدفى معيّن آفريده شده است و در وراى آن تدبير مشخّصى وجود دارد و انسان در ميان اين پديدهها ارتباط بيشترى با اين اهداف بزرگ دارد . بنابراين عقلى بودن ويژگى بارز فلسفه قرآن است . ما به محض ورود به جو قرآن همه پديدهها را منظّم و موزون مىيابيم كه براى انجام نقشى معيّن آفريده شده است و همين كه از اين جو آكنده از نظم و تعقّل خارج مىشويم خود را غرق در فلسفههاى مادى مىيابيم كه به گونهاى درهم تراكم يافتهاند و جز زيان ، سودى در بر ندارند . عقلانى بودن پايگاه انديشه اسلامى
هامش
( 1 ) - مكتب تداعى و همخوانى .