فراموش كرده است و بعد از آن به خاطر مىآورد . گروهى نيز عقل را تنها عارضهاى در انسان مىدانند كه تنها ابزار پذيرش را در اختيار دارد و علم نيز جز تجربه نيست و تجربه چيزى جز احساس نيست كه احساس هم از امور مادى صرف است .
گروه دومى نفسى را تصوّر نكردهاند كه ذخيرهاى درونى را در اختيار دارد كه از حيوان جدا مىگردد و به وسيله آن تمدّنهاى بزرگ را برپا مىدارد . اين حسّ گرايان وجود ملاكهاى ثابتى را انكار مىكنند كه انسان ، به دور از تجربه آن را در اختيار دارد و تجارب خود را با آن مىسنجد تا صحيح را از خطا باز شناسد .
و در ميان اين دو گروه تندرو موضع قرآن كريم را مىبينيم كه مىفرمايد :
( وَوَجَدَكَ ضَالّاً فَهَدَى ) « 1 » .
« آيا تو را گمگشته نيافت و هدايت كرد ؟ »
( . . . فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ) « 2 » .
« . . . چون ماه فرو شد گفت : اگر پروردگار من مرا راه ننمايد ، از گمراهان خواهم بود . »
( إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ . . . ) « 3 » .
هامش
( 1 ) - سورهء ضحى ، آيهء 7 .
( 2 ) - سورهء انعام ، آيهء 77 .
( 3 ) - سورهء قصص ، آيهء 56 .