تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
انتساب اين گونه احاديث را كه فطرتِ دل و انديشه ، از پذيرش آنها سر باز مىزنند به خويشتن ، نفى كرده و با اين معيار متين ، به مسلمانان هشدار داده كه او اين گونه سخن نمىگويد .

ج تعارض با قرآن

معيار ديگر براى تشخيص صحّت يا عدم صحّتِ سخنانى كه به پيامبر صلى اللّه عليه و آله نسبت داده مىشوند ، قرآن كريم است . بر اساس اين معيار ، نكته‌اى كه در نقد و ارزيابى احاديث شكيبايى بر استئثار ، قابل تأمّل است ، اين است كه اين سخنان ، نه تنها بر خلاف منطق عقل و فطرت است ، بلكه بر خلاف نصّ صريح قرآن كريم است كه فلسفه بعثت همه انبياى الهى را " قيام به قسط " مىداند و تأكيد مىكند كه : "
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ
. « 1 » به راستى ، ما پيامبران خود را با دلايل آشكار ، روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو فرو فرستاديم تا مردم به عدالت برخيزند " . بىترديد ، احاديثِ در بر دارنده امر به شكيبايى در برابر انحصارطلبىِ حاكمان ، مخالف اين آيه و همه آياتى است كه در آنها ، مسلمانان به ظلم‌ستيزى و امر به معروف و نهى از منكر و قيام به قسط ، دعوت شده‌اند .

د تعارض با احاديث مبارزه با زمامداران ستمگر

نكته ديگر در ارزيابى احاديث " شكيبايى بر انحصارطلبى حاكمان " ، تعارض آنها با احاديثى است كه پيامبر خدا در آنها ، صريحا به مخالفت با زمامداران جائر و قيام بر ضدّ آنان دستور داده است . و اينك ، چند نمونه از اين احاديث :
هامش
( 1 ) حديد : آيه 25 .