روزى است ؟ " .
گفتند : روز حرام .
سپس فرمود : " اى مردم ! امروز ، چه ماهى است ؟ " .
گفتند : ماه حرام .
فرمود : " اى مردم ! اين سرزمين ، چه سرزمينى است ؟ " .
گفتند : سرزمينِ حرام .
پيامبر خدا فرمود : " خداوند عز و جل به سانِ حرمت امروز و اين ماه و اين سرزمين ، خون و مال و آبروىِ شما را تا روزى كه او را ملاقات كنيد ، بر شما حرام كرده است . آگاه باشيد ! بايد شاهدان شما [ سخنم را ] به غايبانتان برسانند . پيامبرى پس از من و امّتى پس از شما نخواهد بود " .
آن گاه ، دو دست خود را چنان بالا برد كه سفيدى زير بغلهايش آشكار شد . آن گاه فرمود : " خداوندا ! گواه باش كه من ، ابلاغ كردم " .
4951 . بحار الأنوار به نقل از زيد بن ارقَم : همراه پيامبر خدا ، پس از انجام دادن حج ، خارج شديم تا آن كه در جُحفه به غدير خم رسيديم . [ پيامبر صلى اللّه عليه و آله ] نماز ظهر را اقامه كرد . آن گاه ، براى خطابه در ميان ما برخاست و فرمود : " اى مردم ! آيا مىشنويد ؟ من ، فرستاده خدا به سوى شما هستم . من به زودى [ به سوى خدا ] فرا خوانده خواهم شد و از من و از شما سؤال خواهد شد . از من ، پرسش خواهد شد كه آيا به شما ابلاغ كردهام ، و از شما خواهند پرسيد : آيا به شما ابلاغ شده است ؟ در اين صورت ، شما چه خواهيد گفت ؟ " .
گفتيم : اى پيامبر خدا ! تو ابلاغ كردى و كوشش نمودى .
فرمود : " خدايا ! گواه باش ، و من از جمله گواهان خواهم بود " .
4952 . مسند ابن حنبل به نقل از سَمَرة بن جُندب : پيامبر خدا فرمود : " اى مردم ! شما را به خدا سوگند مىدهم ، اگر مىدانيد كه من در رساندن چيزى از رسالتهاى پروردگارم كوتاهى كردهام ، مرا از آن ، باخبر سازيد تا رسالتهاى پروردگارم را چنان كه شايسته رساندن است ، ابلاغ كنم و اگر مىدانيد كه من ، رسالتهاى پروردگارم را رساندهام ، مرا از آن ، باخبر كنيد " .
اشخاصى برخاستند و گفتند : گواهى مىدهيم كه تو ، رسالتهاى پروردگارت را ابلاغ كردهاى و براى امّتت ، خيرخواهى كردهاى و آنچه بر عهده داشتهاى ، ادا كردهاى .
4953 . المستدرك على الصحيحين به نقل از ا نَس : آخرين سخنى كه پيامبر خدا فرمود ، اين جمله بود : " اى پروردگارِ باجلالت و بلندمرتبه ! ابلاغ كردم " و آن گاه ، جان به جانآفرين ، تسليم كرد .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: محمد الريشهري
ص٣٥