سپس منافق وارد مىشود و چيزى نمانده كه خودش را به مؤمن برساند ، كافر صدايش مىزند كه : " به سوى من بيا ؛ زيرا براى تو نگرانم " و مؤمن صدا مىزند كه : " به سوى من بيا ؛ زيرا نزد من ، بهرهمند خواهى بود " . منافق ، پيوسته ميان آن دو رفت و آمد مىكند تا آن كه بالأخره گزندى به او مىرسد و غرقش مىكند .
آرى ، منافق پيوسته در شك و شبهه به سر مىبرد تا آن كه مرگش فرا مىرسد . او چنين حالتى دارد .
5066 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : حكايت منافق ، حكايت گوسفندى است كه ميان دو رمه گوسفند ، سرگردان است ؛ گاه به طرف اين رمه مىرود و گاه به طرف آن رمه و نمىداند دنبال كدام يك برود .
5067 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : حكايت منافق ، حكايت تنه درخت خرماست كه صاحبش مىخواهد از آن در قسمتى از ساختمان خانهاش استفاده كند ؛ ولى در جايى كه مىخواهد بگذارد ، درست قرار نمىگيرد . از اين رو ، آن را در جاى ديگر ساختمان مىگذارد و براى آن جا هم مناسب نيست و بالأخره كار به آن جا مىرسد كه آن را مىسوزاند .
6 / 9 مَثَلى براى آنان كه ايمان آوردهاند
قرآن " و براى كسانى كه ايمان آوردهاند ، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ، آن گاه كه گفت : پروردگارا ! پيش خود ، در بهشت ، خانهاى برايم بساز و مرا از فرعون و كردارش نجات بده و مرا از دست مردمِ ستمگر بِرَهان " .
حديث 5068 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : برترين زنان بهشت ، عبارتاند از : خديجه دخت خُوَيلِد ، فاطمه