4319 . الكافى به نقل از ابو عبد اللّه برقى ، در حديثى كه سند آن را به اهل بيت عليهم السلام رسانده است : چون پيامبر خدا ، فاطمه عليهاالسلام را به همسرى داد ، گفتند : با [ دعا براى ] سازش و فرزندان ؟
فرمود : " نه ؛ بلكه با خير و بركت " .
4320 . عمل اليوم و الليلة ، نسايى به نقل از ابو بُرَيده ، از پدرش : گروهى از انصار به على عليه السلام [ پيشنهاد خواستگارى از فاطمه عليهاالسلام را دادند و ] گفتند : فاطمه ، نزد توست .
على عليه السلام نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و سلام داد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله پرسيد : " پسر ابو طالب ، چه كار دارد ؟ " .
گفت : [ براى ازدواج ، ] به ياد فاطمه ، دختر پيامبر خدا ، افتادم .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " خوش آمدى " و بيش از آن نفرمود .
على عليه السلام پيش آن گروه از انصار كه منتظرش بودند ، برگشت . گفتند : چه خبر ؟
گفت : نمىدانم ، جز اين كه به من فرمود : " خوش آمدى " .
گفتند : از پيامبر خدا ، يكى از اين دو براى تو بس است . او به تو ، هم همسر داده و هم گشايش [ در كار ] .
پس از آن ، هنگامى كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله على عليه السلام را همسر مىداد ، فرمود : " اى على ! براى عروسى ، ميهمانى لازم است " .
سعد گفت : من قوچى دارم . نيز گروهى از انصار ، چند صاع « 1 » ذرّت فراهم آوردند .
چون شب عروسى شد ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " كارى نكن ، تا مرا ديدار كنى " . آن گاه ، آبى طلبيد و از آن ، وضو گرفت . سپس ، آن را به روى على عليه السلام ريخت و چنين دعا كرد : " بار خدايا ! بر اين دو ، مبارك گردان ؛ بر اين دو ، مبارك گردان ، و براى اين دو و فرزندانشان ، مبارك گردان " .
هامش
( 1 ) . صاع ، پيمانهاى است كه در آن ، يك مُدّ جا بگيرد . هر مد ، يك چارك ( حدود ده سير ) است .