تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
نيرومندترين مردمان قريش بود . روزى پيامبر صلى اللّه عليه و آله در سرزمينى سفت و سنگلاخ به وى فرمود : " اى رُكانه ! از خدا نمىترسى كه دعوت مرا نمىپذيرى ؟ " . گفت : اگر بدانم بر حقّى ، از تو پيروى مىكنم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اگر در كُشتى تو را بر زمين بزنم ، خواهى دانست كه بر حقّم ؟ " . گفت : آرى . [ پيامبر صلى اللّه عليه و آله ] فرمود : " بلند شو تا كُشتى بگيريم " . رُكانه بلند شد و كُشتى گرفتند . چون پيامبر صلى اللّه عليه و آله بر او يورش بُرد ، او را به پهلو خوابانْد . ركانه گفت : يك بار ديگر كشتى بگيريم . يك بار ديگر كشتى گرفتند و پيامبر صلى اللّه عليه و آله او را بر زمين زد . 4177 . امام على عليه السلام : پيامبر خدا ، در كنار گورستان نشست و من ، همراه وى بودم . حسن و حسين عليهما السلام آمدند و شروع به كُشتى گرفتن كردند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " حسن ! حسين را بگير " . على عليه السلام گفت : اى پيامبر خدا ! آيا [ حسن را ] در برابر حسين تشويق مىكنى ، با اين كه حسن ، بزرگ‌تر است ؟ فرمود : " جبرئيل دارد حسين را تشويق مىكند " . 4178 . الأمالى ، طوسى به نقل از ابو هريره : حسن و حسين عليهماالسلام كُشتى گرفتند . پيامبر خدا فرمود : " حسن ! برو جلو " . فاطمه عليهاالسلام گفت : اى پيامبر خدا ! حسن را تشويق مىكنى ، با اين كه بزرگ‌تر است ؟ فرمود : " من ، حسن را تشويق مىكنم و جبرئيل ، حسين را " .