امّ سلمه گفت : اى پيامبر خدا ! من از " اهل بيت " نيستم ؟
و پيامبر خدا فرمود :
إنَّكِ أهلى خَيرٌ ، وهؤلاءِ أهلُ بَيتى ، اللّهُمَّ أهلى أحَقُّ . « 1 »
تو ، همسر من هستى و نيكى ؛ امّا اينان ، اهل بيت مناند . خداوندا ! اهل بيت من ، شايستهتريناند .
در روايت ديگرى آمده كه فرمود :
إنَّكِ مِن أزواجِ رَسولِ اللّهِ . « 2 »
تو ، از همسران پيامبر خدايى .
در روايت ديگر آمده است كه فرمود :
إنَّكِ إلى خَيرٍ ، أنتِ مِن أزواجِ النَّبِىِّ . « 3 »
تو در راه خيرى و از همسران پيامبر خدايى .
در روايتى ديگر ، آمده است كه امّ سلمه گفت : من عبا را كنار زدم تا همراه على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام زير آن قرار گيرم ؛ ولى پيامبر صلى اللّه عليه و آله آن را از دست من كشيد و فرمود :
إنَّكِ عَلى خَيرٍ . « 4 »
تو بر راه خيرى .
از مجموع آنچه دو تن از همسران پيامبر صلى اللّه عليه و آله ( امّ سلمه و عايشه ) در معناى " اهل
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين : ج 2 ص 451 ح 3558 .
( 2 ) . تاريخ دمشق : ج 13 ص 207 ح 3188 .
( 3 ) . تفسير الطبرى : ج 12 ص 7 ، تفسير ابن كثير : ج 6 ص 409 .
( 4 ) . مسند ابن حنبل : ج 10 ص 228 ح 26808 ، المعجم الكبير : ج 3 ص 53 ح 2664 و ج 23 ص 336 ح 779 ، مسند أبى يعلى : ج 6 ص 249 ح 6876 .