3233 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : من ، سَرور پيامبران هستم و على بن ابى طالب ، سَرور اوصياست . اوصياى پس از من ، دوازده تن هستند كه نخستينِ آنها على بن ابى طالب و آخرين ايشان ، قائم است .
3234 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هر پيامبرى وصى و وارثى دارد و على ، وصى و وارث من است .
3235 . المعجم الكبير به نقل از سلمان : گفتم : اى پيامبر خدا ! هر پيامبرى وصىاى دارد . وصىّ شما كيست ؟
پيامبر صلى اللّه عليه و آله در پاسخ من ، سكوت كرد . بعداً چون مرا ديد ، فرمود : " اى سلمان ! " .
من با سرعت گفتم : بله .
فرمود : " مىدانى وصىّ موسى كه بود ؟ " .
گفتم : آرى ؛ يوشع بن نون .
فرمود : " چرا ؟ " .
گفتم : زيرا او داناترينِ ايشان بود .
فرمود : " وصى و رازدان من و بهترين كسى كه پس از خود به يادگار مىگذارم كه به وعده من تحقّق مىبخشد و قرضم را مىپردازد ، على بن ابى طالب است " .
3236 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در حديث معراج : [ گفتم : ] بار خدايا ! اوصياى من كياناند ؟
ندا در رسيد كه : " اى محمّد ! نام اوصياى تو بر پايه عرش من ، نوشته شده است " .
من ، در حالى كه در برابر پروردگار عز و جل قرار داشتم ، به پايه عرش نگريستم و دوازده نور را ديدم كه در هر نور ، سطرى سبزرنگ بود كه نام وصىاى از اوصياى من بر آن نوشته شده بود . نخستينِ آنها على بن ابى طالب و آخرينِ ايشان ، مهدى امّتم بود .
گفتم : بار خدايا ! اينان ، اوصياى پس از من هستند ؟
ندا در رسيد كه : " اى محمّد ! اينان ، اوليا ، دوستان ، برگزيدگان و حجّتهاى من بر مردم ، پس از تو هستند . ايشاناند اوصيا و جانشينان تو و بهترينِ خلقم پس از تو " .
3237 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به دختر خود ، فاطمه عليهاالسلام كه از ديدن بيمارى پيامبر صلى اللّه عليه و آله كه منجر
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٤٧