3186 . تفسير الطبرى به نقل از ابو ديلم : امام زين العابدين عليه السلام به مردى از شاميان فرمود : " آيا در سوره احزاب خواندهاى كه : " خداوند ، فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند " ؟ " .
آن مرد گفت : آيا شما ، همايشان هستيد ؟
فرمود : " آرى " .
3187 . الأمالى ، صدوق به نقل از ابو نعيم ، از گروهى كه همراه اسيران كربلا مىرفتهاند : چون به دمشق وارد شديم ، زنان و اسيران را در روز روشن و با روى باز ، وارد كردند . سنگدلان شامى گفتند : اسيرانى به اين نيكويى نديدهايم . شما كيستيد ؟
سُكينه ، دختر حسين عليه السلام گفت : ما اسراى خاندان محمّديم .
آنها بر سكّوى مسجد ، جايى كه اسيران را نگاه مىداشتند ، نگاه داشته شدند ، در حالى كه على بن الحسين عليه السلام كه در آن هنگام نوجوانى بود ، در ميان آنها حضور داشت .
پيرمردى از شاميان نزد آنها آمد و گفت : خدايى را ستايش كه شما را كُشت و نابود كرد و شاخِ فتنه را بُريد و از نكوهش آنها كوتاهى نكرد .
چون سخنش تمام شد ، امام زين العابدين عليه السلام به او فرمود : " آيا كتاب خدا را خواندهاى ؟ " .
گفت : آرى .
امام عليه السلام فرمود : " آيا اين آيه : " بر اين رسالت ، مزدى از شما جز دوست داشتن خويشاوندان نمىخواهم " را خواندهاى ؟
گفت : آرى .
فرمود : " ما ، همانها هستيم " .
سپس فرمود : " آيا اين آيه : " و حقّ خويشاوندان را ادا كن " را خواندهاى ؟ " .
گفت : آرى .
فرمود : " ما ، همانها هستيم " .
سپس فرمود : " آيا اين آيه : " خداوند ، فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند " را خواندهاى ؟ " .
گفت : آرى .
امام عليه السلام فرمود : " ما ، همانها هستيم " .
در اين جا مرد شامى ، دست خود را به آسمان برد و سه بار گفت : خدايا ! به درگاه تو توبه مىكنم . خدايا ! از دشمن خاندان محمّد و قاتلان اهل بيت محمّد ، به درگاه تو برائت مىجويم . من ، قرآن را خوانده بودم ؛ ولى تا امروز ، اين حقايق را در نيافته بودم .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 107
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٠٧