9 / 6 آنچه درباره امام على و يازده تن از فرزندان او روايت شده است
3094 . امام حسين عليه السلام : مردى خدمت او ( يعنى امير مؤمنان ) آمد و گفت : اى ابو الحسن ! تو را امير مؤمنان مىخوانند . چه كسى تو را بر ايشان ، امير كرده است ؟
فرمود : " خداوند عز و جل مرا بر آنان ، امير كرده است " .
آن مرد نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا على راست مىگويد كه خدا او را بر خلقش امير كرده است ؟
پيامبر صلى اللّه عليه و آله در خشم شد و فرمود : " على با ولايت از جانب خداوند عز و جل اميرِ مؤمنان است . لواى اميرى او را از فراز عرشِ خود براى او بست و فرشتگان را بر آن ، گواه گرفت . على ، خليفه خدا و حجّت خداست . او پيشواى مسلمانان است . اطاعت از او ، مقرون به اطاعت از خدا و نافرمانى از او ، مقرون به نافرمانى از خداست . هر كه او را نشناسد ، مرا نشناخته است و هر كه او را بشناسد ، مرا شناخته است . هر كه امامت او را انكار كند ، نبوّت مرا انكار كرده است و هر كه اميرىِ او را نفى كند ، رسالت مرا نفى كرده است . هر كه برترى او را رد كند ، از من كاسته است و هر كه با او بجنگد ، با من جنگيده است . هر كه او را دشنام دهد ، به من دشنام داده است ؛ چرا كه او از من است ، از سرشت من آفريده شده است ، و او شوهر دخترم فاطمه ، و پدر دو فرزندم حسن و حسين است " .
سپس فرمود : " من و على و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين ، حجّتهاى خدا بر خلق او هستيم . دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدايند " .
3095 . امام رضا عليه السلام از پدرانش عليهم السلام : پيامبر خدا فرمود : " هر كس دوست دارد كه به دين من چنگ زند و پس از من ، بر كشتى نجات بنشيند ، به على بن ابى طالب ، اقتدا كند و با دشمن او دشمنى و با دوست او دوستى ورزد ؛ چرا كه او هم در زندگى و هم پس از مرگم ، وصىّ من و جانشين من در ميان امتّم است . او پيشواى هر مسلمانى و امير هر مؤمنى پس از من است . سخن او ، سخن من است و فرمان او ، فرمان من و نهى او ، نهى من . پيرو او ، پيروِ من است و ياور او ، ياور