3039 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هر كس سرپرستىِ مردمى به او سپرده شود و او به آنان ، خيانت و ناراستى ورزد ، پروردگارش را در حالى ديدار مىكند كه از او در خشم است .
3040 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : من ، سه كس را لعنت كردم و خداى متعال هم لعنتشان فرمود : پيشوايى كه با مردمش تجارت كند « 1 » . . . .
3041 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : از بدترين خيانتها ، تجارت كردن حكمران با مردمش است .
7 / 11 پرداخت بدهى تنگدستان
3042 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هر كس مالى بر جاى گذاشت ، از آنِ وارثان اوست ، و هر كس عائلهاى « 2 » برجاى گذاشت ، [ عائلهاش ] به ما مراجعه كند . « 3 »
3043 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هر بدهكارى كه بدهىِ خويش را نزد حكمرانى از حكمرانان مسلمانان ببَرد و در سختى بودن او براى حكمران ثابت شود ، آن بدهكار از بدهكارىاش تبرئه مىشود و بدهى او بر عهده حكمرانِ مسلمانان است و بايد آن را از بيت المال مسلمانان كه در اختيار اوست ، پرداخت كند .
3044 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله بارها فرمود : من به هر مؤمنى از خود او سزاوارترم . بنا بر اين ، هر مردى بميرد و قرضى بر جاى گذارَد ، [ پرداخت آن ] برعهده من است و هر كس مالى برجاى گذارَد ، از آنِ وارثان اوست .
هامش
( 1 ) . يعنى : قيمت اجناس و ما يحتاج آنان را افزايش و كاهش دهد ، همان كارى كه حاكمان جور مىكنند . بعضى گفتهاند : مراد اين است كه آنان را چون كالاى تجارى قرار دهد و هر گاه خواست چيزى از آنان بگيرد ، براى خودش بستانَد ، نه براى مصلحت عموم مردم . شايد هم مقصود اين است كه : هر گاه چيزى فروخت و معلوم شد كه آن چيز متعلّق به پيشواست ، مشترى آن را گران بخرد و هر گاه خواست چيزى از آنان براى پيشوا خريدارى كند ، على رغم ميل خود به او ارزان بدهند .
( 2 ) . واژه " كَلّ " در متن حديث ، به معناى يتيم ، وَرَثه ، عائله ، بدهى و كلاله است .
( 3 ) . يعنى : سرپرستى آن عائله و تأمين زندگىشان برعهده ماست .