تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
گفتند : آرى ، اى پيامبر خدا ! فرمود : " [ پس ] آرزو را كوتاه كنيد ، مرگ را در مقابل ديدگان خود قرار دهيد و از خدا چنان كه بايد ، شرم بداريد " . 2863 . الزهد ، حسين بن سعيد به نقل از برخى از اصحاب : پيامبر خدا ، سوار بر شتر خود بود و قصد رفتن به يكى از جنگ‌ها را داشت . باديه‌نشينى آمد و ركاب شتر ايشان را گرفت و گفت : اى پيامبر خدا ! به من كارى بياموز كه با انجام دادن آن ، به بهشت بروم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " هر كارى كه دوست دارى مردم در حقّت بكنند ، تو با آنها همان كن و هر كارى كه دوست ندارى نسبت به تو انجام دهند ، تو نيز با آنان چنان مكن . حالا بگذار شتر به راه افتد " . 2864 . مجمع البيان به نقل از بَراء بن عازب : باديه‌نشينى خدمت پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! عملى به من بياموز تا با انجام دادن آن ، به بهشت بروم . پيامبر خدا فرمود : " سؤالى كوتاه ، امّا مهم پرسيدى . بنده آزاد كن و برده رها نما " . باديه‌نشين پرسيد : مگر اين دو ، يكى نيست ؟ فرمود : " نه ؛ آزاد كردن بنده ، آن است كه خودت به تنهايى بنده‌اى را آزاد كنى ؛ ولى رها ساختن برده ، آن است كه در بهاى آزادىِ او يارى كنى . [ ديگر اين كه ] به خويشاوندِ ستمگرت مهربانى كن . اگر اين نشد ، پس گرسنه‌اى را سير كن و تشنه‌اى را آب ده ، و امر به معروف و نهى از منكر كن . اگر اين را هم نتوانستى ، زبانت را جز از خوبى ، فرو ببند " .

7 / 4 بهشت ، پيچيده در ناخوشايندهاست

قرآن " آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مىشويد ، حال آن كه هنوز مانند آنچه بر [ سرِ ] پيشينيان شما آمد ، بر [ سرِ ] شما نيامده است ؟ ! آنان ، دچار سختى و زيان شدند و به [ هول و ] تكان در آمدند ، تا جايى كه پيامبر [ خدا ] و كسانى كه با وى ايمان آورده بودند ، گفتند : " يارىِ خدا ، كِى خواهد بود ؟ " . هش‌دار ، كه پيروزى خدا نزديك است " .