تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
گفت : آرى . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " چه‌طور بر فرستاده پروردگار جهان ، چيزى را پيشنهاد مىكنى كه روا نمىدانى كارگران و مزدبگيرانت بر فرستاده تو چنان پيشنهادى بكنند ؟ چگونه از فرستاده پروردگار جهانيان مىخواهى با امر و نهى كردن به خدا ، نكوهش او را براى خود بخواهد ، در حالى كه تو مثل آن را براى فرستاده خود به سوى مزدبگيران و كارگرانت ، روا نمىشمارى ؟ اين ، دليلى است بُرنده براى باطل‌سازىِ همه آنچه پيشنهاد كردى . امّا اين سخن تو كه " يا خانه‌اى پر از زيور داشته باشى " و آن طلاست . آيا نشنيده‌اى كه عزيز مصر ، چندين خانه از طلا داشت ؟ " . گفت : آرى . فرمود : " آيا با اين خانه ، پيامبر شد ؟ " . گفت : نه . فرمود : " بنا بر اين ، اين خانه‌ها اگر هم براى محمّد وجود داشته باشد باعث نمىشود كه وى پيامبر باشد و محمّد ، از نادانىِ تو به حجّت‌هاى خدايى ، بهره نمىجويد . و امّا اين سخن تو اى عبد اللّه كه گفتى : " يا به آسمان به روى " و افزودى كه " و ايمان به صعودت نمىآوريم ، مگر آن كه نوشته‌اى براى ما بياورى كه آن را بخوانيم " . اى عبد اللّه ! صعود به آسمان ، دشوارتر از نزول از آن است و وقتى كه تو اعتراف مىكنى كه اگر صعود كنى ، ايمان نمىآورم ، فرود آمدنم نيز همين طور خواهد بود . آن گاه ، گفتى : " تا كتابى براى ما بياورى كه بخوانيم " و افزودى كه نمىدانم " به تو ايمان مىآورم يا ايمان نمىآورم " . تو اى عبد اللّه اقرار مىكنى كه با حجّت خدا بر خودت ، دشمنى مىكنى و هيچ دارويى براى تو ، جز تأديب به دست اولياى او از انسان‌ها يا فرشتگان دوزخ نيست . خداوند ، بر من ، حكمتِ رسا و جامع را براى باطل ساختن