تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
يهوديان گفتند : منظورمان اين نيست ، همانطور كه گفتى ، اين ، كفر است ؛ بلكه منظورمان آن است كه وى از نظر قدر و منزلت ، پسر خداست ؛ گرچه تولّدى هم در كار نبود ؛ درست مثل آن كه برخى از دانشمندان ، خطاب به كسانى كه مىخواهند آنان را اكرام كنند و ارزش آنان را نسبت به ديگران نشان دهند ، مىگويند : " پسرم ! " يا " اين ، پسرم است " ، كه اين سخن ، براى اثبات به دنيا آمدنِ وى از او نيست ؛ چون در اين صورت ، به آن دانشمند گفته خواهد شد كه اين شخص ، با تو بيگانه است ، و رابطه نَسَبى بين آن دو نيست . كار خدا درباره عُزَير نيز ، چنين است كه وى براى احترام گذاشتن و نه به دليل تولّد ، وى را فرزند خود قرار داده است . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اين ، همان سخنى است كه من به شما گفتم . اگر بر اين پايه ، عُزَير پسر خدا مىگردد ، اين مقام ، براى موسى مناسب‌تر است . خداوند ، هر باطل‌گرايى را با اقرار خودش رسوا مىكند و دليل او را بر ضدّ خود او به كار مىبرد . دليلى كه شما آورديد ، شما را به چيزى بزرگ‌تر از آنچه گفتم ، مىكشاند . شما گفتيد كه يكى از بزرگان شما به فرد بيگانه‌اى كه رابطه سببى بين آن دو نيست ، مىگويد : " پسرم ! " يا " اين ، پسرم است " ، امّا نه به معناى به دنيا آمدن از او . گاه شما مىبينيد همين بزرگ ، به فرد بيگانه‌اى براى احترام مىگويد : " اين ، برادرم است " و به ديگرى مىگويد : " اين ، استادم و پدرم است " و به شخص ديگرى مىگويد : " اين ، آقاى من است " و يا خطاب مىكند " آقايم ! " و هر چه احترام‌گذارىاش بيشتر باشد ، از اين گونه تعبيرها بيشتر بهره مىگيرد . بنا بر اين ، از نظر شما رواست كه موسى ، برادر خدا ، شيخ خدا ، و يا آقاى خدا باشد ؛ چون وى را بيشتر از عُزَير ، اكرام كرده است ! همانطور كه اگر كسى ديگرى را بيشتر اكرام كند ، براى احترام ، به وى مىگويد : " اى آقايم ! " ، " اى شيخم ! " ، " اى عمويم ! " ، " اى رئيسم " يا " اى اميرم ! " و هر آنچه در احترام بيفزايد ، در اين قبيل تعبيرها مىافزايد . آيا از نظر شما رواست كه موسى ، برادر خدا يا شيخ يا عمو يا رئيس يا آقا و يا امير خدا باشد ؛ چون خدا وى را بيشتر بزرگ داشته تا كسانى كه [ مردم ] آنان را " اى شيخم ! " ، " اى آقايم ! " ، " اى عمويم ! " ، " اى رئيسم ! " و يا " اى اميرم ! " خطاب مىكنند ؟ " .
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 157 | محمد الريشهري