گفتند : او عمويش عبد العزّى ، همان ابو لهب است .
2156 . تاريخ دمشق به نقل از مُنيب : در جاهليّت ، پيامبر خدا را ديدم كه مىفرمود : " اى مردم ! بگوييد : " هيچ خدايى جز اللّه نيست " تا رستگار شويد " ؛ امّا بعضى بهصورت او ، آب دهان مىانداختند و بعضى به رويش خاك مىپاشيدند و بعضى دشنامش مىدادند . در اين هنگام ، دختركى قدح آبى آورد و پيامبر صلى اللّه عليه و آله صورت و دستهاى خود را شست و فرمود : " دختركم ! شكيبا باش و براى مغلوبيّت و خوارى پدرت ، اندوهگين مباش " .
من پرسيدم : اين دخترك كيست ؟
گفتند : زينب ، دختر پيامبر خداست و او دختركى نوجوان بود .
2157 . صحيح البخارى به نقل از ابن مسعود : انگار پيامبر خدا را مىبينم كه داستان پيامبرى از پيامبران را به نمايش مىگذارد كه قومش او را زدند و خونين كردند و او خون از چهرهاش پاك مىكرد و مىگفت : " بار خدايا ! قوم مرا بيامرز ؛ چرا كه آنان ناداناند " .
م پايدار
قرآن " پس همچنان كه دستور يافتهاى ، پايدارى كن و هر كه با تو توبه كرده [ نيز چنين كند ] ، و سركشى مكنيد ، كه او به آنچه انجام مىدهيد ، بيناست " .
حديث 2158 . تفسير القمّى : آيه : " و شگفتى مىكردند كه هشداردهندهاى از خودشان براى آنان آمده است "