تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
سفير بود همراه نامه‌اى براى دعوت به اسلام ، نزد هوذة بن على حَنَفى فرستاد . سليط بر او وارد شد . هوذه او را ميهمان كرد و به وى بخشش كرد و نامه پيامبر صلى اللّه عليه و آله را خواند و به سَليط ، جواب صريحى نداد و به پيامبر صلى اللّه عليه و آله نوشت : آنچه بِدان دعوت مىكنى ، بسيار نيكو و زيباست . من شاعر و خطيب قوم خود هستم و عرب‌ها به موقعيّت من احترام مىگذارند . پس ، براى من فرماندهى منطقه‌اى را تعيين كن تا از تو پيروى كنم . وى به سَليط ، پاداشى داد و جامه‌هايى از پارچه‌هاى هَجَر بر وى پوشانيد . سَليط ، همه آنها را خدمت پيامبر صلى اللّه عليه و آله آورد و گفته‌هاى او را به اطّلاع ايشان رساند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله نامه هوذه را خواند و فرمود : " اگر به اندازه غوره خرمايى زمين از من بخواهد ، به او نخواهم داد . خودش و هر آنچه دارد ، نابود باد ! " . چون پيامبر صلى اللّه عليه و آله از فتح مكّه باز گشت ، جبرئيل عليه السلام خبر مرگ هوذه را به ايشان داد .

ح پيام او به جمعيّتى در كوه تهامه

2065 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در نامه‌اى به گروهى [ راهزن ] كه در كوه تهامه جمع شده و كاروانيان كِنانه و مُزَينه و حَكَم ، و قارّه و شمارى از بردگان آنان را تاراج كرده بودند و پس از پيروزى پيامبر خدا ، نمايندگانى به حضور ايشان فرستاده بودند : به نام خداوند مِهر گُسترِ مهربان . اين ، نامه‌اى است از محمّد پيامبر ، فرستاده خدا ، به بندگان آزادشده خداوند . همانا اگر ايمان بياورند و نماز بگزارند و زكات بپردازند ، بردگانشان همگى آزادند و مولاى ايشان ، محمّد است و هر كس از آنان كه از قبيله‌اى است ، به آن قبيله برگردانده نمىشود و اگر خونى به گردن دارند يا مالى گرفته‌اند ، از خودِ ايشان است ( بخشيده مىشوند ) و اگر طلبى از مردم دارند ، بايد به ايشان برگردانده شود و هيچ ستمى به ايشان نخواهد شد و در پناه خدا و در پناه محمّد هستند . والسلام عليكم !