1592 . الأمالى ، شجرى به نقل از اوزاعى : وارد مدينه ، شهر پيامبر خدا شدم و گفتم : فقيه اين جا چه كسى است ؟
گفتند : محمّد بن مُنكَدِر ، محمّد بن مبشّر ، و محمّد بن على ( يعنى على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام ) .
پيش خود گفتم : براى آغاز كردن ، هيچ يك از اينها ، از فرزند پيامبر خدا شايستهتر نيست . پس نزد او ( امام باقر عليه السلام ) آمدم و گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! مرا درباره اين سخن خداوند عز و جل آگاه ساز : " خدا آنچه را بخواهد ، محو يا اثبات مىكند ، و اصل كتاب ، نزد اوست " .
فرمود : " پدرم از جدّم على عليه السلام ، به من خبر داد كه او از پيامبر صلى اللّه عليه و آله پرسيد و پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اى على ! همانا تو را به اين [ آيه ] بشارت مىدهم كه تو امّت مرا پس از من ، بشارت دهى ، و آن : خالصانه صدقه دادن ، نيكى به پدر و مادر ، كار نيك ، و صله رَحِم است كه بدبختى را به سعادتمندى تبديل مىكند ، عمر را افزايش مىدهد و از مرگهاى بد ، جلوگيرى مىنمايد " " .
6 / 3 عوامل ناخوشايندى بدا
قرآن " در حقيقت ، خدا حال قومى را تغيير نمىدهد تا آنان ، حال خود را تغيير دهند . و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد ، هيچ برگشتى براى آن نيست ، و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود " .
" اين [ كيفر ] بدان سبب است كه خداوند ، نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته ، تغيير نمىدهد ، مگر آن كه آنان ، آنچه را در دل دارند ، تغيير دهند ؛ و خدا شنواى داناست " .
" و خدا شهرى را مَثَل زده است كه امن و امان بود [ و ] روزىاش از هر سو فراوان مىرسيد . پس [ ساكنانش ] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند ، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند ، طعمِ گرسنگى و هراس را به [ مردم ] آن چشانيد " .