تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
نمىپرسيد كه چرا خنديدم ؟ " . گفتند : خدا و پيامبرش داناترند . فرمود : " از قضاى خداوند براى بنده مسلمان در شگفتم ! [ زيرا ] همه قضاهاى خداى متعال براى او ، خيرند و كسى نيست كه همه قضاهاى خدا برايش خير باشد ، جز بنده مسلمان " . 1572 . مسند ابن حنبل به نقل از صهيب : پيامبر خدا با يارانش نشسته بود كه ناگهان خنديد و فرمود : " آيا از من نمىپرسيد كه چرا خنديدم ؟ " . گفتند : اى پيامبر خدا ! چرا خنديدى ؟ فرمود : " از كار مؤمن در شگفتم ! [ زيرا ] همه كارهايش خير است . اگر چيز مورد علاقه‌اش نصيبش گردد ، خدا را مىستايد ، كه اين برايش خير است ، و اگر ناخوشايندى گريبانگيرش شود ، شكيبايى مىورزد ، كه [ باز هم ] برايش خير است . و چنين نيست كه كسى همه كارهايش برايش خير باشد ، جز مؤمن " . 1573 . التوحيد به نقل از عبد اللّه بن مسعود : در محضر پيامبر خدا بوديم كه ناگهان تبسّم نمود . گفتم : اى پيامبر خدا ! چه شد ؟ فرمود : " از مؤمن و ناله او از بيمارىاش در شگفتم ! [ زيرا ] اگر مىدانست كه در بيمارى ، برايش چه ثوابى است ، بىترديد ، دوست داشت پيوسته بيمار باشد تا اين كه پروردگارش را ملاقات نمايد " . 1574 . امام زين العابدين عليه السلام : روزى ، پيامبر خدا چنان خنديد كه دندان‌هايش هويدا شد . آن گاه فرمود : " آيا از من نمىپرسيد كه چرا خنديدم ؟ " . گفتند : چرا ، اى پيامبر خدا ! فرمود : " براى مسلمان در شگفتم ! [ زيرا ] هيچ حُكمى از سوى خداوند عز و جلنيست ، جز اين كه در سرانجام كارش براى او خير است " .