[ و صفت نسبى بسازند ] . درست ( مطابق قاعده ) نبود . پس به " يزل " نسبت دادند . سپس " ياء " را به همزه بدل ساختند و گفتند : " أَزَلىّ " .
1356 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خدايا ! تو خداىِ . . . گواه و ديرينه ، و بلندپايه و سِتُرگى .
1357 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : ستايش ، از آنِ خداى فرمانرواىِ مهربان است ؛ نخستينِ ديرينه ، آفريدگار عرش و آسمانها و زمينها . . . . گواهى مىدهم كه هر پرستيدهاى از عرش تو تا آرامگاه زمين ، باطل است ، جز وجه كريمِ پرستيده ديرينه تو .
1358 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خدا بود و هيچ چيزى جز او نبود .
1359 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خدا بود و هيچ چيزى پيش از او نبود .
1360 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خدا بود و هيچ چيزى جز او نبود .
1361 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خدا بود و چيزى جز او نبود .
3 / 51 قريب
واژهشناسى " قريب "
صفت " قريب ( نزديك ) " ، فعيل به معناى فاعل ، برگرفته از مادّه " قرب ( نزديكى ) " است كه بر متضادّ " بعيد ( دور ) " دلالت دارد .