آفريدههايم ، پناه آورَد و آن را از نيّت او بشناسم ، آن گاه آسمانها با هر كسى كه در آنهاست ، بر او نيرنگ كنند ، از ميان آن براى او گشايش مىنهم ؛ و هر بندهاى كه به جاى من به آفريدهاى پناه آورَد و آن را از نيّت او باز شناسم ، راههاى آسمانها را بر او مىگُسَلم و هوا را در زير گامهايش سخت مىكنم [ تا نتواند گام از گام بردارد ] ؛ و هر بندهاى كه از من فرمان ببَرد ، من عطا كننده به او هستم ، پيش از آن كه بخواهد ، و آمرزنده اوهستم ، پيش از آن كه از من آمرزش بخواهد " .
3 / 45 غنى
واژهشناسى " غنى "
صفت " غَنى ( بىنياز ) " ، فعيل به معناى فاعل از مادّه " غنى " است كه بر بسندگى دلالت دارد . پس غناى خداى سبحان ، به معناى بىنيازى مطلق اوست .
غنى ، در قرآن و حديث
قرآن كريم ، صفت " غنى " را در كنار صفت " حميد " ، ده بار و با هر يك از صفات " حليم " ، " ذو الرحمه " و " كريم " ، يك بار ياد كرده است و تعبير : " بىنياز از جهانيان