عدل ( دادگر ) ، عفُوّ ( درگذرنده ) ، غفور ( آمرزشگر ) ، غنى ( توانگر ) ، غياث ( فريادرَس ) ، فاطر ( پديد آورنده ) ، فرد ( يكتا ) ، فتّاح ( گشايشگر ) ، فالق ( شكافنده ) ، قديم ، مَلِك ( فرمانروا ) ، قُدّوس ( پاكيزه ) ، قوى ( نيرومند ) ، قريب ( نزديك ) ، قيّوم ( بر پا دارنده ) ، قابض ( تنگ گيرنده ) ، باسط ( گستراننده ) ، قاضى الحاجات ( برآورنده نيازها ) ، مجيد ( بِشكوه ) ، مولى ( اختياردار ) ، منّان ( بسيار نعمت دهنده ) ، محيط ( فراگير ) ، مبين ( آشكار ) ، مُقيت ( نگهدارنده ) ، مصوّر ( تصويرگر ) ، كريم ، كبير ( بزرگ ) ، كافى ( كفايت كننده ) ، كاشفُ الضُّر ( گشايش دهنده در سختى ) ، وَتْر ( تنها ) ، نور ، وهّاب ( بسيار بخشنده ) ، ناصر ( ياور ) ، واسع ( وسعت بخش ) ، وَدود ( مِهروَرز ) ، هادى ( راهنما ) ، وَفى ( وفادار ) ، وكيل ، وارث ( ارث بَرَنده ) ، بَرّ ( نيكوكار ) ، باعث ( برانگيزنده ) ، توّاب ( بازگردنده ) ، جليل ( پُرشكوه ) ، جواد ( باسخاوت ) ، خبير ( آگاه ) ، خالق ( آفريدگار ) ، خيرُ الناصرين ( بهترينِ ياوران ) ، ديّان ( داور ) ، شَكور ( بسيار سپاس گزارنده ) ، عظيم ( باعظمت ) ، لطيف ( ريزبين ) و شافى ( شفا دهنده ) .
3 / 2 رواياتى در تفسير اسم اعظم
1184 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : نزديكىِ
" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ " *
به اسم اعظم ، « 1 » بيشتر از نزديكىِ سياهىِ چشم به سفيدىِ آن است .
1185 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در پاسخ به سؤال از
" بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ " *
: آن ، نامى از نامهاى خداست و نزديكى آن به اسم اعظم خداوند ، مانند نزديكى سياهى چشم به سفيدى آن است .
هامش
( 1 ) . واژه " اسم " در معناى جامعى به كار رفته كه قابل انطباق بر همه اسمهاى خداى متعال است . اين از باب ذكر مفهوم و اشاره به مصداق است و از آن رو كه اسمِ اعظم ، شريفترين مصداق است ، ناگزير ، در انطباق مفهوم بر آن ، سزاوارتر و شايستهتر از ديگر نامهاست و با اين توضيح ، معناى " نزديكتر بودن بسم اللّه به اسمِ اعظم ، حتّى نزديكتر از سياهىِ چشم به سفيدى آن " ، معلوم مىشود ؛ زيرا نزديكىِ ميان آن دو ، ذاتى است ؛ چرا كه مفهوم ، در خارج ، با مصداقش متّحد است ، ولى نزديكىِ سياهىِ چشم به سفيدىِ آن ، مكانى است و اتّحاد ميان آن دو ، انضمامى .